تبلیغات
parsiboy - مطالب سبک زندگی
 

بزرگترین فروشگاه شیرازیان

جمعه 25 فروردین 1396

۱۰ کاری که پولدارها هر روز انجام می‌دهند

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، سبک زندگی، 

http://parsseh.com/wp-content/uploads/2015/10/Rich-People.jpg
 ۱۰ کاری که پولدارها هر روز انجام می‌دهند

تام کارلی، نویسنده آمریکایی برای مدت ۵ سال عادات روزانه ۲۳۳ پولدار و ۱۲۸ فرد با وضع خراب مالی را دنبال کرد و کتاب پرفروش Rich Habits را نوشت. او در این کتاب ۲۰۰ رفتار مشترک میان پولدارها را شناسایی کرده و توضیح می‌دهد که عادات روزانه پولدارها و غیرپولدارها به شدت متفاوت است و با توجه به عادات روزانه یک شخص می‌توان وضعیت مالی‌اش را پیش‌بینی کرد.
او در مورد این طبقه پولدار که درباره‌شان تحقیق کرده نوشته: «جالب اینجاست ۸۵ تا ۸۸ درصد میلیونرهای آمریکایی پولدارهایی خودساخته و نسل اولی هستند.»

این ده عادت را بدانیم : 

۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله (junk food) مصرف می‌کنند. ۹۷ درصد بی‌پول‌ها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله می‌خورند.

۸۰درصد پولدارها روی «یک» هدف مشخص تمرکز کرده‌اند. فقط ۱۲ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند.

۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش می‌کنند. ۲۳ درصد بی‌پول‌ها اهل ورزش مرتب هستند.

۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتاب‌های صوتی گوش می‌دهند. فقط ۵ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.

۸۱ درصد پول‌دارها کارهایی را که باید انجام بدهند لیست می‌کنند (to-do list دارند). ۱۹ درصد بی‌پول‌ها to-do list دارند.

۶۳ درصد والدین پولدار بچه‌هایشان را مجبور می‌کنند که ماهی دو جلد یا بیشتر کتاب غیرداستانی بخوانند. ۳ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.

۲۳ درصد پولدارها اهل قمار هستند. ۵۲ درصد بی‌پول‌ها قمار می‌کنند.

۸۰ درصد پولدارها به دیگران زنگ می‌زنند تا تولدشان را تبریک بگویند. ۱۱ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند.

۶۷ درصد پولدارها اهداف‌شان را روزی کاغذ می‌آورند. ۱۷ درصد بی‌پول‌ها از این کارها می‌کنند.

۸۸ درصد پولدارها روزی نیم ساعت یا بیشتر را به مطالعه با هدف کاری یا آموزشی می‌‌گذرانند. فقط ۲ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.
کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

یکشنبه 13 فروردین 1396

دشوارترین تصمیمات زندگی با چهار تست

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: سبک زندگی، موفقیت، 

http://www.noavard.co/wp-content/uploads/p_05-32.jpg
دشوارترین تصمیمات زندگی با چهار تست

در چه حوزه ای کار کنم؟ چه شغلی انتخاب کنم؟ در چه رشته ای تحصیل کنم؟
حتما این سوالات برای شما مطرح شده است و یا اینکه دیگران یکی از این سه سوال را از شما پرسیده اند. انصافا هم جواب دادن به این سوالات کوتاه، دشوار و گاهی اوقات جانکاه و دردناک است. زمانی که از من این سوال پرسیده می شود من از چهار تست استفاده می کنم.
چه خود با این سوال ها در حال کلنجار رفتن هستید چه اطرافیان شما، این چهار تست می تواند بسیار کمک کند.

جواب: کار/شغل/رشته ای را را انتخاب کن که از این چهار تست سر بلند بیرون بیاید:

تست یک: توانمندی، آیا در آن حوزه احساس می کنی که توانمندی ذهنی و مهارتی خاصی داری و می توانی موفق شوی. به عبارت دیگری استعداد ذاتی (و نه اکتسابی) داری. بگذارید مثال بزنم حتما دیده اید برخی ها در نواختن موسیقی بدون آن که خیلی کلاس رفته باشند مهارت دارند و برخی در نویسندگی و برخی در محاسبات و برخی در تعمیر وسایل الکترومکانیکی. آیا در آن رشته/شغل/حوزه، توانمندی ذاتی دارید؟

تست دو: علاقه مندی، آیا علاوه بر توانمندی، یک ذوق و شوق درونی در خود نسبت به آن رشته احساس می کنی؟ از خودتان بپرسید چه چیزی در درون من وجود دارد که مرا ساعت 6 صبح با اشتیاق از رختخواب بلند می کند. مثلا ممکن است من هم کلاس پیانو بروم و شما هم. ولی شما با عشق می روید و من صرفا به عنوان یک تکلیف. آیا آن حوزه کاری/تحصیلی از درون شما شعله می زند؟ این تست خیلی مهم است کاری/رشته ای/حوزه ای را انتخاب کنید که شوق و اشتیاق درونی دارید. شما قرار است حدود نیمی از زمان بیداری تان را با او بگذارنید حتی بیشتر از خانواده تان. بنابراین چیزی را انتخاب کنید که دوست دارید.

تست سه: نیازمندی، آن رشته کاری/تحصیلی باید دردی اساسی از جامعه ای که در آن زندگی می کنی را حل کند این ویژگی یک فایده اساسی دارد: شما می توانید در ازای فعالیتی که می کنید هم درآمد خوبی داشته باشید و هم حس خوبی از اینکه یک مساله از مسایل مردم را حل کرده اید. بنابراین علاوه بر اینکه روحت را سیراب می کنی، جیبت را پر می کنی.
 
تست چهار: گستره فرصت های آتی. آن رشته ای که در آن تخصص یافته ای باید فرصت های متنوع و بلندمدتی را پیش روی تو قرار دهد. اگر در یک رشته خاص متخصص باشی که فقط سه سازمان به آن احتیاج دارند و آن هم فقط دو سال، این به درد نمی خورد! در جستجوی مهارت هایی باش که اکثریت سازمان ها کمابیش همواره به آن محتاجند.

اگر دقت کنید دو مورد از این چهار تست شخصی هستند یعنی اینکه ما بهترین رشته، بهترین شغل و بهترین حوزه کاری نداریم. بلکه ممکن است مکانیک شدن برای من بهترین انتخاب باشد و آرایشگر شدن برای شما. اگر درست انتخاب کنید هم از زندگی لذت می برم هم کسب ثروت می کنید، هم احساس هویت می‌کنید و هم آزاد هستید (به خاطر اینکه افق‌های متعدد و گزینه‌های مختلف پیش روی شما همواره باز است).

سوال: ممکن است کسی بگوید نمی توانم جواب سوالات 1 و 2 را بدهم. جواب: این نشان می دهد که خودتان را به اندازه کافی نمی شناسی و البته اصلا جای نگرانی نیست. بهتر است در طول 3 الی 4 سال، چند حوزه کاری، چند مسوولیت شغلی، چند دانش تخصصی را مزمزه کنی. آنگاه خودت را بیشتر خواهی شناخت. تا آن زمان گزینه هایی را انتخاب کن که افق های پیش رویت را باز می گذارند.

تحلیل پایانی: خداوند هر کدام از ما را یکتا و ویژه آفریده است. تکرار می کنم، هیچ دو نفری در این دنیا شبیه به هم نیستند حتی پیامبران. بنابراین هر کسی باید مسیر ویژه خودش را طی کند. در این مسیر باید جرات کرد و متفاوت بود. حیف است کسی که به موسیقی عشق می ورزد آن را به خاطر جراح شدن کنار بگذارد (اگر نمی تواند هر دو را همزمان به پیش ببرد) چه اینکه شاید اگر موسیقی را ادامه می داد می توانست بیشتر از یک جراح، به دیگران زندگی ببخشد. این دنیا طراحی شده است برای آن که ما چون یک مسافر حرکت کنیم و در طول این سفر دیگرگون شویم و هر کدام از ما به گونه ای ویژه، خداوند – زیبایی، دانایی و نیکویی- را تجربه کنیم.  

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

چهارشنبه 9 فروردین 1396

چرا تصمیمات سال نو، معمولا" عملی نمی شوند؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: سبک زندگی، موفقیت، 

http://www.shabakeh-mag.com/sites/default/files/styles/content/public/images/main/1395/02/1463221038.jpg?itok=sYkTcUeB
چرا تصمیمات سال نو، معمولا" عملی نمی شوند؟

کمتر از 10 درصد از تصمیماتی که افراد برای سال جدید میگیرن، عملی میشن. راهکارهای علمی رفع این مشکل رو در دو مقوله بررسی می کنیم؛ یکی بحث عادات و دیگه بحث "داستان شخصی"

مردم فکر میکنن که تغییر عادات کار خیلی سختیه ولی اگر از طریق علمی پیش بریم، واقعا" این طور نیست. ما در زندگی روزمره صدها عادت داریم که حتی خیلیاشون رو یادمون نمیاد کِی ایجاد شدند. عادات، پاسخ‌های رفتاری شرطی‌شده‌ ما هستند که برای ایجاد یا تغییرشون، در هر صورت باید عادات جدیدی ایجاد کنیم. و این کار سه اصل داره:

باید از گام‌های کوچیک شروع کنیم.
 این که "از این به بعد بیشتر ورزش می کنم" یا "سالم‌تر غذا می خورم" زیادی بزرگه. به جاش می تونیم بگیم از این به بعد به جای آسانسور از پله استفاده می کنم یا توی آبمیوه‌م کلم هم اضافه می کنم.

عادات جدید رو به عادات موجود اضافه کنیم.
مثلا" الان هم هفته‌ای چند بار ورزش میرفتی، از این به بعد تصمیم میگیری 10 دقیقه "بیشتر" ورزش کنی یا هر روز صبح اولین کار به آشپزخونه می رفتی، حالا تصمیم می گیری آماده کردن آب سبزیجات رو هم بهش "اضافه" کنی.

برای شروع و حداقل هفته‌ اول، تا جایی که ممکنه گام‌های اولیه رو ساده در نظر بگیریم.
برای این که یک پاسخ شرطی (عادت) ایجاد بشه، نیاز به حداقل 3 تا 7 روز تکرار داره. در آغاز فقط مهم اینه که این مرحله حتما" انجام بشه. برای یادآوری می تونیم از کاغذهای چسبون و یادداشت نویسی برای خودمون استفاده کنیم.

اما بخش "داستان شخصی" برای ایجاد تغییرات بزرگ و بلندمدت شاید مهم‌تر باشه.
داستان شخصی تعریفی هست که از این که من چه آدمی هستم و چه چیزهایی برام مهمه، در ذهن داریم. ما بیشتر تصمیماتمون رو به طور ناخودآگاه، طوری می گیریم که با اون داستان شخصی که در پس ِ ذهنمون هست منطبق باشه. برای ویرایش این داستان، دو گام رو باید انجام بدیم:

١. داستان موجود رو به طور واقع‌بینانه بنویسیم و به طور خاص توجه کنیم که کدوم قسمتاش با اهدافی که برای سال جدید می خوایم مشخص کنیم تضاد دارن. مثلا" صادقانه بنویسیم که در شرایط پرتنش در خونه و محل کار، زیادی مضطرب می شم.

٢. داستان مطلوبمون رو بنویسیم. داستان وقتی رو بنویسیم که برای زندگی و سلامتی و زمانمون ارزش قائلیم.

این مراحل اونقدر ساده هستند که بعید به نظرمون میاد که واقعا" چنان تأثیر عمیق و مؤثری داشته باشند، ولی تحقیقات نشون دادن که حتی فقط یک بار انجام این مراحل "ویرایش داستان شخصی" میتونه تمام تغییرات مورد نظرمون رو به همراه داشته باشه.

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

شنبه 5 فروردین 1396

مزیت بستن درها

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، سبک زندگی، مطالب خواندنی، 

http://hoonamnik.com/wp-content/uploads/2016/12/KeepDoorsOpen.jpg
مزیت بستن درها
مردی را می شناسم که با سه زن قرار ملاقات میگذارد. او عاشق هر سه نفرشان است و می تواند تصور کند که با هر یک از آن ها تشکیل خانواده بدهد. با این حال او جرات انتخاب بین هیچ کدام از آن ها را ندارد. صرفا به این خاطر که انتخاب یکی به معنای کنار گذاشتن دو تای دیگر برای همیشه است.
دانشجویی بین ادامه دادن رشته کامپیوتر یا ادبیات مردد است او هر دوی آن ها را دوست دارد به همین خاطر در کلاس های هر دو شرکت می کند و وقتش را بین هر دو تقسیم می کند.او احساس می کند اینطوری  هر دو گزینه را خواهد داشت و اینطور برایش بهتر است.
مادری فرزندش را به کلاس شنا، پیانو، نقاشی و زبان می فرستند. حتی خود مادر هم می داند که امکان ندارد فرزندش در همه موفق شود اما فکر می کند شاید روزی به کارش آمد.
همه ما سعی میکنیم تا جایی که ممکن است تمام گزینه ها را باز باقی بگذاریم. اما متاسفانه معمولا هیچ کدام را به نتیجه نمی رسانیم و مقدار زیادی وقت و انرژی هدر می دهیم. به همین خاطر است که امروزه با این همه گزینه های زیادی که داریم معمولا از قدیمی ها عقب تر هستیم.

روانشناسان رفتار شناسی اقتصادی Dan Ariely  و  Jiwoong Shin با اختراع بازی کامپیوتری که این شرایط را تقیلد می کند این رفتار غیر منطقی  انسان ها را مطالعه کردند1. بازی به این صورت است که در ابتدای بازی با سه در مواجه می شوید. که با کلیک کردن در را باز و وارد اتاقی می شوید. در اتاق می توانید با کلیک کردن داخل اتاق امتیاز بدست بیاورید یا با کلیک کردن روی درِ داخل اتاق به اتاق دیگری بروید. باید حواستان باشد که تعداد محدودی می توانید کلیک کنید(زمان و انرژی محدود در زندگی). و اگر درِ اتاقی را باز کرده باشید و به آن نروید به تدریج درش بسته می شود(از دست دادن یک گزینه به تدریج با بی توجهی). در مجموع سه اتاق بیشتر وجود ندارد و بازی طوری طراحی شده که یکی از اتاق ها به طور متوسط امتیاز بیشتری نصیب شما می کند.
بهترین استراتژی (از لحاظ ریاضی) این است که پس از بررسی چند گزینه محدود، در اتاقی بمانیم و مابقی کلیک ها را مصرف کنیم که به طور متوسط بیشترین امتیاز را می دهد. اما رفتار کاربران متفاوت بود: آن ها سراسیمه تا جایی که می توانستند درهای بیشتری را باز می کردند و زمانی که دری در حال بسته شدن بودن سعی می کردند با صرف یک کلیک آن را باز نگه دارند. این رفتار حتی زمانی که جریمه باز نگه داشتن یک در بیش از یک کلیک شد، تغییری نکرد. وقتی از آن ها پرسیده شد که چرا اینکار را می کنند آن ها پاسخ می دادند:" ممکن است در آینده به دردم بخورد" در صورتی که آن ها هرگز به آن آینده نمی رسیدند و قبل از آن که بتوانند از آن اتاق آن طور که باید استفاده کنند کلیک هایشان تمام می شد. روانشناسان اما نتیجه گرفتند دلیل اصلی باز نگه داشتنِ در این است که افراد نمی خواهند سختی و دردِ بسته شدن یک در را تحمل کنند.
ما همواره می خواهیم در آنِ واحد کارهای زیادی را بکنیم، از هیچ امکانی نمی گذریم و می خواهیم همه گزینه ها را با هم داشته باشیم. این امر به سادگی می تواند موفقیت ما را نابود کند. باید یاد بگیریم درها را ببندیم حتی اگر اینکار برایمان سخت باشد. کارهایی که در زندگی نباید بکنی را بنویس. به بیان دیگر تصمیم های حساب شده ای بگیر تا برخی چیز ها را کلا نادیده بگیری. یک بار خوب فکر کن و تصمیمت را بگیر که سراغ چه چیزهایی، حتی اگر فرصتش بود، نروی. بیشتر درها ارزش وارد شدن ندارند، حتی اگر به نظر برسد چرخاندن دسته در بسیار ساده است.

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

جمعه 20 اسفند 1395

‍ پولدارهای ایران چه شغل‌هایی دارند؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: سبک زندگی، 

http://www.funyfaz.ir/wp-content/uploads/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-2.jpg
‍ پولدارهای ایران چه شغل‌هایی دارند؟


جراحان پلاستیک در صدر:
دکتر فوق تخصص جراحی پلاستیک و دکتر متخصص قلب در سال هشت میلیارد تومان درآمد دارند. البته ارقامی که در این گزارش به آنها اشاره می شود متوسط درآمد سالیانه در سال 93 است.

فوتبالیست ها هم از قلم نمی افتند:
حدس شما کاملا درست است. حتی مطمئنیم که خیلی ها در ذهن شان رتبه یک را به این شغل اختصاص می دادند اما خب واقعیت این است که فوتبالیست و مربی (البته از نوع درجه یک آن) در رتبه بعدی قرار دارند و جایگاه دومین شغل پردرآمد در ایران را به دست آورده اند.

رقابت تنگاتنگ سه شغل:
 رتبه سوم و چهارم و پنجم در این جدول به سه شغل متفاوت از هم و جالب تعلق می گیرد. شغل هایی که هیچ قرابتی با یکدیگر ندارند. متوسط درآمد یک دندانپزشک که فوق تخصص دارد با یک طراح لباس عروس و یک مدرس کنکور زیست شناسی به یک اندازه است. متوسط سالیانه آنها یک میلیارد و دویست میلیون تومان است و آنها جزو پردرآمدترین افراد در ایران هستند.

چه کسی گفته در هنر پول نیست؟
 رتبه بعدی هم به هنر تعلق می گیرد. البته بهتر است از فضای میلیاردی خارج شوید. درآمد یک بازیگر درجه یک در سال، هشتصد میلیون تومان تخمین زده شده است.

تعمیرکارها را فراموش نکنید:
رتبه های هشتم و نهم و دهم هم جالب اند. البته یکی از آنها ممکن است خیلی بیشتر شما را متعجب کند. تعمیرکاران خودرو با درآمد سالیانه 600 میلیون تومان جزو 10 شغل پردرآمد در ایران هستند. تعمیرکاران که در ذهن بیشتر ما افرادی زحمتکش با دست ها و لباس های روغنی بوده اند حالا یکباره تغییر شکل می دهند. آنها ماهیانه پنجاه میلیون درآمد دارند و با مدرسان کنکور ارشد و مهندسان و دکترهای کارخانه های صنعتی در یک رده قرار می گیرند.
*خلاصه ای از یك پایان نامه دكترا

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

http://www.beytoote.com/images/stories/psychology/ra4-5856.jpg
پیشنهادهای بی شرمانه و نامطلوب و مهارت استراتژیک نه گفتن

چه شما یک سرمایه گذار باشید چه مسوول خرید مایحتاج خانه. چه رییس جمهور باشید چه رییس مدرسه. مهارت استراتژیکی وجود دارد به نام "نه گفتن" که باید حتما آن را بیابید. تمرکز استراتژیک فقط حاصل انتخاب نیست بلکه حاصل کنار گذاشتن گزینه های نامناسب ولو جذاب نیز هست.
بارها شده است که به ما پیشنهادهایی شده است که آن پیشنهادها را دوست نداشته ایم و حتی بی شرمانه می دانسته ایم اما به ناچار بله گفته ایم.
همکارتان که با وی رو دربایستی دارید پیش شما می آید و شما را به یک میهمانی شبانه دعوت می کند شما نه محیط آن میهمانی را می پسندید و نه از رخدادهایی که در آن میهمانی مانند مصرف مواد مخدر دل خوشی دارید.
درخواست یک دوست برای تقلب رساندن در یک امتحان حساس
درخواست برای سرمایه گذاری صوری در یک حوزه غیرسود ده
پیشنهاد مصرانه برای پذیرش یک مسوولیت جدید که اصلا در آن تخصصی ندارید.
پیشنهاد همکاری در یک معامله کثیف از طرف یک دوست قدیمی

نتیجه گیری:
برای رهایی از پیشنهادهای بی شرمانه و نامطلوب 5 تکنیک ساده معرفی می شود:

1- تمرکز بر کاری دیگر: پیشنهاد خوبیه اما الان زمان خوبی نیست چرا که من متمرکز بر کار دیگری هستم. چطور است که ما در زمان  X در این مورد صحبت کنیم.
خیلی پیش می آید که شما در میان انجام کاری هستید که ناگهان درخواستی از شما می¬شود. اول، به او این اجازه را بدهید که دریابد “الان زمان خوبی نیست” چرا که شما در حال انجام چیزی هستید. دوم، با پیشنهاد زمانی دیگر به او بفهمانید که شما مشتاق به کمک هستید. از این طریق، او احساس بدی نخواهد کرد. با این کار، شما مستقیما نه نگفته اید و احتمالا تا زمان X، مشکل طرف هم حل شده است.

2- خرید زمان: اجازه بده ابتدا درباره آن فکر کنم، تا فردا [یا یک زمان مشخص دیگر] خبرت می کنم.
یکی از موانع نه گفتن به دیگران خجالت از نه گفتن رو در رو است. اگر می خواهید به دیگران نه بگویید این یک روش عالی است. فردا می توانید تلفنی، اس ام اسی و یا ایمیلی ضمن توضیح موقعیت خود به او نه بگویید. این جوری خجالت کمتری می کشید. این راه خیلی کاربردی و هوشمندانه است.

3- گزینه ذهنی: ممنون از پیشنهادت، این رو به عنوان یک گزینه در ذهنم نگه خواهم داشت.
در این حالت شما نه %100 رد می کنید و نه %100 تایید. این رو به عنوان یک گزینه حفظ می کنید تا بعدا اگر نظرتان تغییر کرد آن پیشنهاد/درخواست را رد یا تایید کنید. در ضمن به طرف مقابل هم هیچ قولی نداده اید و هیچ انتظاری ایجاد نکرده اید در عین اینکه سرخورده هم نمی شود.

4- فرد جایگزین: من بهترین فرد برای کمک در این مورد نیستم. برای اینکه ... و چرا از فلانی در این مورد درخواست نمی¬کنی؟
یکی از بهترین روش ها برای نه گفتن معرفی یک راه حل دیگر به جز خودتان است. این توضیح کمک می‌کند که طرف مقابل بفهمد شما به دلایل حرفه ای و منطقی وارد این کار نمی شوید.
مثلاً کسی از شما درخواست مشورت کرده، شما هم وقت ندارید به جای اینکه فقط بگویید نه بگویید: من مشاور خوبی در این زمینه نیستم اما فلان سایت یک مطلب خیلی خوب در این مورد داره که حتما پیشنهاد می کنم بخونیش در ضمن این موسسه نیز خدمات مشاوره رو می ده و یه کتاب خوب هم ...

5- تاریخچه موضوع: قبلا هم فلانی و فلانی هم این پیشنهاد رو داده بودند یا این درخواست رو کرده بودند اما من ...
این هم یکی از روش های خوب است. شما به جای اینکه مستقیماً بگویید نه، تاریخچه موضوع را می¬گویید و مشخص می¬کنید که چرا با این پیشنهاد یا درخواست نه اکنون که از دیرباز مخالفید و چرا درخواست های قبلی شبیه به این را رد کرده اید. خود طرف به این جمع بندی می¬رسد که جواب شما نه است.
 
سخن پایانی
مهم ترین مانع ذهنی ما این است که فکر می کنیم نه گفتن به معنای بی ادبی است. اگر این مانع ذهنی را کنار بگذاریم و هوشمندانه از تکنیک های بالا استفاده کنیم آنگاه زمان و تمرکز بیشتری برای کارهای مهم ترمان خواهیم یافت.
 کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir




ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

http://s4.img7.ir/0866J.jpg
تراژدی خفگی در کوچه بن بست در شهری پر از آزادراه

بگذارید با یکی دو مثال آزاردهنده شروع کنم
اینفوسیس یک شرکت هندی گمنام در سال 1981 و تنها با شش کارمند تاسیس شد. امروز که این مطلب را در انتهای سال 2016 برای شما می نویسم 190 هزار کارمند از 129 کشور دارد!  جزو 8 شرکت‌برترخدمات‌فناوری‌اطلاعات دنیاست. درآمدی حدود 10 میلیارد دلار دارد و از طریق شش بازار سهام مختلف در دنیا تامین مالی می کند! تصورش را بکنید این شرکت توانسته است از 129 کشور دنیا، سرمایه انسانی جذب کند.

کشوری هست که در آن فوتبال ورزش اول نیست. هیچکس این کشور را به فوتبال نمی شناسد. اما بیشترین توپ های دست دوز درجه اول فوتبال دنیا را این کشور تولید می کند. رونالد و مسی هر دو پاهایشان با توپ های ساخت این کشور معجزه می کنند. این کشور یاد گرفته است که با دنیا کار کند. فوروارد اسپورتز از کشور پاکستان آموخته است که با اکثر شرکت های معروف دنیا از جمله آدیداس کار کند.

این دو مثال را زدم که فکر نکنید فقط کشورهای پیشرفته جهانی عمل می کنند. جهان، جهانی شده است. این جمله یعنی چه؟ سرمایه، محصولات، خدمات، ایده ها، نیروی انسانی و دانش فنی از مرزها عبور می کنند. حتی کشاورزی هم دیگر بین المللی شده است. چین، کره و برخی کشورهای عربی در سرزمین خود کشاورزی نمی کنند.

اما متاسفانه ایران نه بواسطه تحریم های اقتصادی بلکه به واسطه محدودیت های ذهنی، در کوچه بن بست گیر افتاده است. ایران پر از پتانسیل های جهانی است اما این پتانسیل ها جهانی نشده است.

چرا می گویم محدودیت های ذهنی؟ بگذارید برای شما مثال دیگری بزنم: فکر می کنید که رییس کل بانک مرکزی انگلستان از چه کشوری است؟ خوب بدیهی است که چنین پستی را به هیچ کس جز یک انگلیسی نمی دهند اما ریاست کل بانک مرکزی این کشور را به یک اجنبی سپرده اند: یک کانادایی. دقت کنید ما داریم راجع به انگلستان صحبت می کنیم. کشوری که مهد صنعت مالی و همچنان پیشرو جهان در صنعت مالی و بانکداری است. آنها آموخته اند که باید جهانی عمل کنند. حالا این رفتار را مقایسه کنید با استخدام یک مربی خارجی برای یکی از تیم های ورزشی ما. مثلا فکرش را بکنید که بخواهند مدیر عامل ایران خودرو را یک خارجی بگذارند. اگر رییس جمهور استیضاح نشود حتما وزیر صنعت استیضاح می شود.

خب بلافاصله به ذهن ما می رسد که دولت باید کاری کند که کشور ما نیز بین المللی و جهانی عمل کند. دولت ناتوان تر و گرفتارتر از آن است که بتواند چنین کند. بهترین راهکار آن است که تک تک ما و سازمان ها و شرکت ها مسیر جهانی شدن را طی کنند.

✅نتیجه گیری
برای شروع در سطح فرد چند توصیه کلیدی دارم: در شبکه های اجتماعی مانند لینکدین به افراد خارج از کشور وصل شوید. خود را از دایره تنگ رفقای محلی و بومی برهانید. یک زبان خارجی بیاموزید. فرهنگ، آداب و رسوم یک کشور خارجی را مطالعه کنید. هر ماه یک روز یک روزنامه خارجی مطالعه کنید.
به این فکر کنید در هر رشته ای که هستید چگونه می توانید هنر/توانمندی خود را در یک بازار خارجی عرضه کنید.
میزبان توریست های خارجی شوید آن ها را به یک عصرانه یا شام دعوت کنید.

 کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

یکشنبه 24 بهمن 1395

تکنیک دو ستونی فرانکلین در تصمیمات دشوار

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: سبک زندگی، موفقیت، 

http://design-milk.com/images/2011/06/make-your-franklin-julien-beneyt.jpg
تکنیک دو ستونی فرانکلین در تصمیمات دشوار

در سال 1772 نوشته ای بین دو نفر رد و بدل شد که هنوز تازه، راهگشا و کاربردی به نظر می رسد. دانشمند بریتانیایی به نام ژوزف پریستلی (شیمی دانی برجسته که كشف اكسیژن به او نسبت داده می شود) در یک تصمیم گیری دشوار از بنجامین فرانكلین (یکی از بنیانگذاران ایالات متحده که نویسنده، سیاستمدار، مخترع و فعال مدنی بود) راهنمایی می خواهد. فرانکلین به جای آن که به وی پاسخ دهد، الگوریتمی کاربردی به وی پیشنهاد می کند که امروز نیز تازه و جذاب به نظر می رسد با هم این نامه را بخوانیم:

درباره موضوعی بسیار مهمی كه که از من در خواست مشورت نموده‌اید، من قادر نیستم كه با قاطعیت توصیه‌ای کنم، اما اگر اصراری هست به شما تکنیکی را پیشنهاد می‌کنم: زمانی كه انتخاب های دشوار رخ می‌دهند، تمام جنبه های مثبت و منفی به طور همزمان به ذهن ما نمی‌رسند. بلكه بعضاً یك دسته از دلایل بروز می‌كنند و در مواقع دیگر آن دلایل از ذهن خارج می‌شوند. به همین خاطر ما به یک گزینه تمایل پیدا می‌کنیم و سپس گزینه دیگر غلبه پیدا می‌کند و عدم قطعیت [بی تصمیمی و تلو تلو خوردن بین گزینه های پیش رو]، ما را سردرگم می‌سازد.

برای غلبه بر این چالش، روش من آن است كه باید صفحه‌ای از كاغذ را با یك خط به دو ستون تقسیم كرد: یك ستون به نام جنبه های مثبت (مزایا) و ستون دیگر به نام جنبه های منفی (معایب). سپس ظرف سه یا چهار روز در هر ستون شواهد مربوط به مزایا و معایب در صورت تحقق را یادداشت می‌كنم. [در این سه چهار روز به ذهن خودم اجازه می دهم سر فرصت جنبه های مثبت و منفی را شناسایی کند و روی کاغذ بیاورد].
سپس به بررسی اهمیت موارد یادداشت شده می‌پردازم. اگر در هر ستون  مواردی باشند كه از لحاظ اهمیت هم¬وزن باشند، هر دو خط می‌خورند. اگر یك مزیت معادل دو عیب است، آن‌گاه هر سه خط خواهند خورد. بدین ترتیب در نهایت مشخص می‌گردد كه تعادل به نفع كدام تصمیم است و به این صورت یقین حاصل می‌شود.
اگرچه وزن نکات مثبت و منفی نمی‌تواند با كیفیت جبری سنجیده شود، مع الوصف زمانی كه آن ها را به صورت مقایسه‌ای تحلیل می کنم، تصور می‌كنم كه می توانم بهتر قضاوت کنم و احتمال تصمیم‌گیری عجولانه كمتر می شود. در واقع من از این نوع الگوریتم بسیار سود برده‌ام.

✅راهکار
1- بعد از تعریف مساله و اهداف تان و شناسایی گزینه های پیش رو، برای هر گزینه یک تحلیل دوستونی انجام دهید.
2- ظرف چند روز در این تحلیل دو ستونی برای هر گزینه، نقاط مثبت و منفی را بنویسید.
3- حالا ببینید کدام نقطه مثبت برابر کدام نقطه منفی است. اگر یافتید، هر دو را با هم خط بزنید. ممکن است یک نقطه منفی معادل دو نقطه مثبت باشد، هر سه را با هم خط بزنید. این کار را ادامه دهید تا یکی از ستون ها کاملاً خالی شود
4- در انتها بررسی کنید اگر ستون مثبت ها همچنان آیتم خط نخورده دارد و ستون منفی خالی شده است این بدان معنا است که نقاط قوت این گزینه بیشتر از نقاط ضعف آن است چرا که نقاط قوت توانسته تمام نقاط ضعف را پوشش دهد و همچنان باز هم جنبه های مثبت دارد.  واگر ستون مثبت خالی شد و ستون منفی ها همچنان آیتم خط نخورده داشت، پس آن گزینه مطلوب نیست.

اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

http://s4.img7.ir/sy7ae.jpg

سندروم عملگرایی نمایشی دروازه بانان نگون بخت

فرض کنید که شما دروازه بان یک تیم فوتبال هستید و اکنون پنالتی شده است و شما باید در برابر ضربه پنالتی قرار بگیرید در ضمن می دانید شانس اینکه توپ به چپ، راست یا وسط زده شود، هر کدام 33 درصد است. خوب شما به کدام سمت خواهید پرید؟ چند درصد امکان دارد که شما در وسط دروازه بمانید؟

 اصولا چرا در اغلب موارد دروازه بان به سمت چپ یا راست می پرد و در واقع فقط از 66 درصد دروازه دفاع می کند. شما تا حالا چند دروازه بان را دیده اید که وسط دروازه بماند؟ احتمالا حداکثر یک یا دوتا
اما موضوع چیست؟ با اینکه شما به عنوان دروازه بان می دانید که 33 درصد ممکن است توپ به وسط زده شود، اما اینکه وسط دروازه بیاستید، کاری نکنید و توپ گل شود، خیلی ترسناک است. در واقع شما به عنوان یک دروازه بان ترجیح می دهید یک کاری بکنید حتی اگر آن کار الزاماً درست نباشد.
یک لحظه تصور کنید که دروازه بان تیم محبوبتان در مقابل یک ضربه پنالتی 1) شیرجه بزند و گل بخورد 2) بیاستد و گل بخورد.... احتمالا در مورد 2 او را سرزنش می کنید در حالی که از نظر منطقی این دو مورد هیچ فرقی ندارد و او گل خورده.
به این اتفاق «خطای عمل» یا «عملگرایی نمایشی» گفته می شود. همین رفتار را در برخی سرمایه گذاران بورس می بینیم. وقتی نمی توانند تحلیل درستی انجام دهند، نمی توانند کاری نکنند و ترجیح می دهند حتی شانسی یک معامله انجام دهند.

✅تحلیل و تجویز راهبردی:
برای ما گفتن این که نمی دانم خیلی سخت است. همچنین برای ما اینکه بگوییم فعلا نباید دست به  کاری زد و باید منتظر ماند نیز بسیار سخت است. بگذارید بیشتر توضیح دهم:

فکرش را بکنید موضوعی رخ می دهد و هیات مدیره شما را به عنوان مدیر عامل فراخوانده است و از شما می پرسد با توجه به کاهش قیمت ها و ضرری که متحمل شده ایم چه باید کرد؟ و شما می گویید هیچ کاری نباید کرد. دقیقا همین موقعیتی که ما هستیم بهترین موقعیت است. جو روانی بسیار سنگینی علیه شما شکل خواهد گرفت. شما به بی عملی و بی خیالی متهم خواهید شد. [با اینکه تصمیم شما مبتنی بر یک تحلیل دقیق است که هر گونه تغییری باعث افزایش زیان خواهد شد].

این مثال را زدم تا یک نکته مهم را بگویم: در کتاب های موفقیت و روانشناسی می نویسند که اقدام، شجاعت می خواهد من می خواهم بگویم که شجاعت عدم اقدام [در زمانی که عدم اقدام، منطقی تر است] بسیار مهم تر است. اگر می خواهید روی اراده خودتان کار کنید هر دو اراده را تقویت کنید: هم اراده اقدام و هم اراده عدم اقدام با وجود جو سنگین.
گاهی اقدام نکردن، بهترین اقدام است.

اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

http://s6.picofile.com/file/8231308568/images.jpg

رقابت با خود یا دیگران؟ کدام یک الهام بخش است؟

«بنگ!»، تیری شلیک شده و مسابقه آغاز می‌شود. دونده‌ها شروع به دویدن می‌کنند. دیروز باران آمده و زمین هنوز خیس است. هوا خنک شده و جان می‌دهد برای دویدن. دونده‌ها به هم نزدیک می‌شوند و مثل دسته‌ای از ماهی‌ها کنار هم می‌دوند. انگار همه یک گروهند. این حرکت همگانی انرژی کل مسابقه را افزایش می‌دهد. مثل هر مسابقه دیگر، دونده‌های قوی‌تر در کوتاه‌مدت جلو می‌افتند و ضعیف‌ترها عقب می‌مانند. ولی اوضاع برای بن کامن  متفاوت بود. همین که شروع مسابقه با شلیک تفنگ اعلام شد، بن از بقیه عقب افتاد. بند کندترین دونده بود. از زمان عضویت در تیم دو صحرایی دبیرستان هانا، در هیچ مسابقه‌ای برنده نشده بود. بن دچار فلج مغزی بود.فلج مغزی که نتیجه نقص در هنگام تولد است، بر حرکت و تعادل فرد تأثیر می‌گذارد. این نقص بدنی تا آخر عمر همراه فرد است. بدشکلی ستون مهره‌ها باعث به هم ریختن وضعیت قامتی فرد می‌شود. ماهیچه‌ها معمولا ضعیف شده و واکنش‌های بدن کند می‌شوند. سفتی عضلات و مفاصل بر تعادل فرد هم تأثیر می‌گذارند. افراد مبتلا به فلج مغزی معمولا در راه رفتن تعادل ندارند، پاهای‌شان پرانتزی است و روی زمین کشیده می‌شود. در نگاه دیگران، این افراد دست‌وپا چلفتی یا حتی علیل به نظر می‌رسند.گروه دوندگان از بن جلو می‌افتد و بن عقب و عقب‌تر می‌ماند. روی چمن خیس سر می‌خورد و با صورت روی زمین نرم می‌افتد. آرام بلند می‌شود و ادامه می‌دهد. دوباره می‌افتد. این بار دردش زیاد است. دوباره بلند می‌شود و باز هم می‌دود. بن تسلیم نمی‌شود. گروه دونده‌ها دیگر دیده نمی‌شود و بن تنها در میدان می‌دود. صدای نفس‌های خسته خودش را می‌شنود. احساس تنهایی می‌کند. بار دیگر زمین می‌خورد، اما دوباره بلند می‌شود. جدای از قدرت ذهنی‌اش، آثار درد و سرخوردگی در چهره‌اش هویدا است. چهره‌اش را در هم می‌کشد و با تمام توان بلند می‌شود و به دویدن ادامه می‌دهد. این وضع برای بن شبیه اوضاع هر روزش است. همه ظرف حدود بیست و پنج دقیقه به خط پایان می‌رسند. اما طی این مسیر برای بن معمولا بیش از چهل و پنج دقیقه طول می‌کشد.وقتی بالاخره به خط پایان می‌رسد، درد و خستگی وجودش را فرا گرفته است. از ذره ذره توانش برای رسیدن به خط پایان بهره گرفته است. بدنش خونی و کبود است. همه جایش پر از گل شده است. بن در واقع الهام‌بخش ماست. اما این داستان به سخت‌کوشی برای غلبه بر سختی‌ها مربوط نیست. قضیه بلند شدن دوباره پس از سقوط نیست. البته این‌ها درس‌های بزرگی هستند، اما برای فرا گرفتن‌شان به بن کامن نیازی نیست. بسیاری از افراد دیگر مثل ورزشکاران المپیک هم هستند که پس از چند ماه آسیب‌دیدگی دوباره برخاسته و قهرمان می‌شوند. درسی که از بن می‌آموزیم درس عمیق‌تری است.بعد از بیست و پنج دقیقه اتفاق جالبی رخ می‌دهد. همه دونده‌ها پس از گذشتن از خط پایان، برمی‌گردند همراه با بن می‌دوند. بن تنها دونده‌ای است که وقتی زمین می‌خورد دیگران به کمکش می‌آیند. بن تنها دونده‌ای است که وقتی به خط پایان می‌رسد صد نفر پشت سرش می‌دوند. درسی که از بن می‌گیریم درس ویژه‌ای است. وقتی با دیگران رقابت می‌کنید، کسی به فکر کمک نیست. اما وقتی با خودتان رقابت می‌کند، همه می‌خواهند کمک کنند. ورزشکاران المپیکی به یکدیگر کمک نمی‌کنند. آنها حریف یکدیگرند. بن هر مسابقه را با برداشتی روشن از چراییِ دویدنش شروع می‌کند. هدفش پیروزی بر دیگران نیست، پیروزی بر خودش است. بن هیچ‌گاه این هدف را فراموش نمی‌کند. این که به تلاشش ادامه دهد. دوباره بلند شود. مسیرش را ادامه دهد. و بارها و بارها این کار را تکرار کند. و هر بار که می‌دود تنها حریفش خود او است.

اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other


نویسندگان

نظرسنجی

    درصورتی که شرایط مهاجرت را داشته باشید ایا از ایران میروید؟




  • ابر برچسبها







آمار وبلاگ

  • کل بازدید : 0
  • بازدید امروز :1
  • بازدید دیروز : 8
  • بازدید این ماه : 1
  • بازدید ماه قبل : 6
  • نویسنده : پسر پارسی
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پکیج اموزش تصویری بورس از مبتدی تا پیشرفته بزرگترین فروشگاه شیرازیان