تبلیغات
parsiboy - مطالب موفقیت
 


بزرگترین فروشگاه شیرازیان

جمعه 25 فروردین 1396

۱۰ کاری که پولدارها هر روز انجام می‌دهند

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، سبک زندگی، 

http://parsseh.com/wp-content/uploads/2015/10/Rich-People.jpg
 ۱۰ کاری که پولدارها هر روز انجام می‌دهند

تام کارلی، نویسنده آمریکایی برای مدت ۵ سال عادات روزانه ۲۳۳ پولدار و ۱۲۸ فرد با وضع خراب مالی را دنبال کرد و کتاب پرفروش Rich Habits را نوشت. او در این کتاب ۲۰۰ رفتار مشترک میان پولدارها را شناسایی کرده و توضیح می‌دهد که عادات روزانه پولدارها و غیرپولدارها به شدت متفاوت است و با توجه به عادات روزانه یک شخص می‌توان وضعیت مالی‌اش را پیش‌بینی کرد.
او در مورد این طبقه پولدار که درباره‌شان تحقیق کرده نوشته: «جالب اینجاست ۸۵ تا ۸۸ درصد میلیونرهای آمریکایی پولدارهایی خودساخته و نسل اولی هستند.»

این ده عادت را بدانیم : 

۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله (junk food) مصرف می‌کنند. ۹۷ درصد بی‌پول‌ها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله می‌خورند.

۸۰درصد پولدارها روی «یک» هدف مشخص تمرکز کرده‌اند. فقط ۱۲ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند.

۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش می‌کنند. ۲۳ درصد بی‌پول‌ها اهل ورزش مرتب هستند.

۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتاب‌های صوتی گوش می‌دهند. فقط ۵ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.

۸۱ درصد پول‌دارها کارهایی را که باید انجام بدهند لیست می‌کنند (to-do list دارند). ۱۹ درصد بی‌پول‌ها to-do list دارند.

۶۳ درصد والدین پولدار بچه‌هایشان را مجبور می‌کنند که ماهی دو جلد یا بیشتر کتاب غیرداستانی بخوانند. ۳ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.

۲۳ درصد پولدارها اهل قمار هستند. ۵۲ درصد بی‌پول‌ها قمار می‌کنند.

۸۰ درصد پولدارها به دیگران زنگ می‌زنند تا تولدشان را تبریک بگویند. ۱۱ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند.

۶۷ درصد پولدارها اهداف‌شان را روزی کاغذ می‌آورند. ۱۷ درصد بی‌پول‌ها از این کارها می‌کنند.

۸۸ درصد پولدارها روزی نیم ساعت یا بیشتر را به مطالعه با هدف کاری یا آموزشی می‌‌گذرانند. فقط ۲ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.
کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

یکشنبه 13 فروردین 1396

دشوارترین تصمیمات زندگی با چهار تست

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: سبک زندگی، موفقیت، 

http://www.noavard.co/wp-content/uploads/p_05-32.jpg
دشوارترین تصمیمات زندگی با چهار تست

در چه حوزه ای کار کنم؟ چه شغلی انتخاب کنم؟ در چه رشته ای تحصیل کنم؟
حتما این سوالات برای شما مطرح شده است و یا اینکه دیگران یکی از این سه سوال را از شما پرسیده اند. انصافا هم جواب دادن به این سوالات کوتاه، دشوار و گاهی اوقات جانکاه و دردناک است. زمانی که از من این سوال پرسیده می شود من از چهار تست استفاده می کنم.
چه خود با این سوال ها در حال کلنجار رفتن هستید چه اطرافیان شما، این چهار تست می تواند بسیار کمک کند.

جواب: کار/شغل/رشته ای را را انتخاب کن که از این چهار تست سر بلند بیرون بیاید:

تست یک: توانمندی، آیا در آن حوزه احساس می کنی که توانمندی ذهنی و مهارتی خاصی داری و می توانی موفق شوی. به عبارت دیگری استعداد ذاتی (و نه اکتسابی) داری. بگذارید مثال بزنم حتما دیده اید برخی ها در نواختن موسیقی بدون آن که خیلی کلاس رفته باشند مهارت دارند و برخی در نویسندگی و برخی در محاسبات و برخی در تعمیر وسایل الکترومکانیکی. آیا در آن رشته/شغل/حوزه، توانمندی ذاتی دارید؟

تست دو: علاقه مندی، آیا علاوه بر توانمندی، یک ذوق و شوق درونی در خود نسبت به آن رشته احساس می کنی؟ از خودتان بپرسید چه چیزی در درون من وجود دارد که مرا ساعت 6 صبح با اشتیاق از رختخواب بلند می کند. مثلا ممکن است من هم کلاس پیانو بروم و شما هم. ولی شما با عشق می روید و من صرفا به عنوان یک تکلیف. آیا آن حوزه کاری/تحصیلی از درون شما شعله می زند؟ این تست خیلی مهم است کاری/رشته ای/حوزه ای را انتخاب کنید که شوق و اشتیاق درونی دارید. شما قرار است حدود نیمی از زمان بیداری تان را با او بگذارنید حتی بیشتر از خانواده تان. بنابراین چیزی را انتخاب کنید که دوست دارید.

تست سه: نیازمندی، آن رشته کاری/تحصیلی باید دردی اساسی از جامعه ای که در آن زندگی می کنی را حل کند این ویژگی یک فایده اساسی دارد: شما می توانید در ازای فعالیتی که می کنید هم درآمد خوبی داشته باشید و هم حس خوبی از اینکه یک مساله از مسایل مردم را حل کرده اید. بنابراین علاوه بر اینکه روحت را سیراب می کنی، جیبت را پر می کنی.
 
تست چهار: گستره فرصت های آتی. آن رشته ای که در آن تخصص یافته ای باید فرصت های متنوع و بلندمدتی را پیش روی تو قرار دهد. اگر در یک رشته خاص متخصص باشی که فقط سه سازمان به آن احتیاج دارند و آن هم فقط دو سال، این به درد نمی خورد! در جستجوی مهارت هایی باش که اکثریت سازمان ها کمابیش همواره به آن محتاجند.

اگر دقت کنید دو مورد از این چهار تست شخصی هستند یعنی اینکه ما بهترین رشته، بهترین شغل و بهترین حوزه کاری نداریم. بلکه ممکن است مکانیک شدن برای من بهترین انتخاب باشد و آرایشگر شدن برای شما. اگر درست انتخاب کنید هم از زندگی لذت می برم هم کسب ثروت می کنید، هم احساس هویت می‌کنید و هم آزاد هستید (به خاطر اینکه افق‌های متعدد و گزینه‌های مختلف پیش روی شما همواره باز است).

سوال: ممکن است کسی بگوید نمی توانم جواب سوالات 1 و 2 را بدهم. جواب: این نشان می دهد که خودتان را به اندازه کافی نمی شناسی و البته اصلا جای نگرانی نیست. بهتر است در طول 3 الی 4 سال، چند حوزه کاری، چند مسوولیت شغلی، چند دانش تخصصی را مزمزه کنی. آنگاه خودت را بیشتر خواهی شناخت. تا آن زمان گزینه هایی را انتخاب کن که افق های پیش رویت را باز می گذارند.

تحلیل پایانی: خداوند هر کدام از ما را یکتا و ویژه آفریده است. تکرار می کنم، هیچ دو نفری در این دنیا شبیه به هم نیستند حتی پیامبران. بنابراین هر کسی باید مسیر ویژه خودش را طی کند. در این مسیر باید جرات کرد و متفاوت بود. حیف است کسی که به موسیقی عشق می ورزد آن را به خاطر جراح شدن کنار بگذارد (اگر نمی تواند هر دو را همزمان به پیش ببرد) چه اینکه شاید اگر موسیقی را ادامه می داد می توانست بیشتر از یک جراح، به دیگران زندگی ببخشد. این دنیا طراحی شده است برای آن که ما چون یک مسافر حرکت کنیم و در طول این سفر دیگرگون شویم و هر کدام از ما به گونه ای ویژه، خداوند – زیبایی، دانایی و نیکویی- را تجربه کنیم.  

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

چهارشنبه 9 فروردین 1396

چرا تصمیمات سال نو، معمولا" عملی نمی شوند؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: سبک زندگی، موفقیت، 

http://www.shabakeh-mag.com/sites/default/files/styles/content/public/images/main/1395/02/1463221038.jpg?itok=sYkTcUeB
چرا تصمیمات سال نو، معمولا" عملی نمی شوند؟

کمتر از 10 درصد از تصمیماتی که افراد برای سال جدید میگیرن، عملی میشن. راهکارهای علمی رفع این مشکل رو در دو مقوله بررسی می کنیم؛ یکی بحث عادات و دیگه بحث "داستان شخصی"

مردم فکر میکنن که تغییر عادات کار خیلی سختیه ولی اگر از طریق علمی پیش بریم، واقعا" این طور نیست. ما در زندگی روزمره صدها عادت داریم که حتی خیلیاشون رو یادمون نمیاد کِی ایجاد شدند. عادات، پاسخ‌های رفتاری شرطی‌شده‌ ما هستند که برای ایجاد یا تغییرشون، در هر صورت باید عادات جدیدی ایجاد کنیم. و این کار سه اصل داره:

باید از گام‌های کوچیک شروع کنیم.
 این که "از این به بعد بیشتر ورزش می کنم" یا "سالم‌تر غذا می خورم" زیادی بزرگه. به جاش می تونیم بگیم از این به بعد به جای آسانسور از پله استفاده می کنم یا توی آبمیوه‌م کلم هم اضافه می کنم.

عادات جدید رو به عادات موجود اضافه کنیم.
مثلا" الان هم هفته‌ای چند بار ورزش میرفتی، از این به بعد تصمیم میگیری 10 دقیقه "بیشتر" ورزش کنی یا هر روز صبح اولین کار به آشپزخونه می رفتی، حالا تصمیم می گیری آماده کردن آب سبزیجات رو هم بهش "اضافه" کنی.

برای شروع و حداقل هفته‌ اول، تا جایی که ممکنه گام‌های اولیه رو ساده در نظر بگیریم.
برای این که یک پاسخ شرطی (عادت) ایجاد بشه، نیاز به حداقل 3 تا 7 روز تکرار داره. در آغاز فقط مهم اینه که این مرحله حتما" انجام بشه. برای یادآوری می تونیم از کاغذهای چسبون و یادداشت نویسی برای خودمون استفاده کنیم.

اما بخش "داستان شخصی" برای ایجاد تغییرات بزرگ و بلندمدت شاید مهم‌تر باشه.
داستان شخصی تعریفی هست که از این که من چه آدمی هستم و چه چیزهایی برام مهمه، در ذهن داریم. ما بیشتر تصمیماتمون رو به طور ناخودآگاه، طوری می گیریم که با اون داستان شخصی که در پس ِ ذهنمون هست منطبق باشه. برای ویرایش این داستان، دو گام رو باید انجام بدیم:

١. داستان موجود رو به طور واقع‌بینانه بنویسیم و به طور خاص توجه کنیم که کدوم قسمتاش با اهدافی که برای سال جدید می خوایم مشخص کنیم تضاد دارن. مثلا" صادقانه بنویسیم که در شرایط پرتنش در خونه و محل کار، زیادی مضطرب می شم.

٢. داستان مطلوبمون رو بنویسیم. داستان وقتی رو بنویسیم که برای زندگی و سلامتی و زمانمون ارزش قائلیم.

این مراحل اونقدر ساده هستند که بعید به نظرمون میاد که واقعا" چنان تأثیر عمیق و مؤثری داشته باشند، ولی تحقیقات نشون دادن که حتی فقط یک بار انجام این مراحل "ویرایش داستان شخصی" میتونه تمام تغییرات مورد نظرمون رو به همراه داشته باشه.

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

شنبه 5 فروردین 1396

مزیت بستن درها

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، سبک زندگی، مطالب خواندنی، 

http://hoonamnik.com/wp-content/uploads/2016/12/KeepDoorsOpen.jpg
مزیت بستن درها
مردی را می شناسم که با سه زن قرار ملاقات میگذارد. او عاشق هر سه نفرشان است و می تواند تصور کند که با هر یک از آن ها تشکیل خانواده بدهد. با این حال او جرات انتخاب بین هیچ کدام از آن ها را ندارد. صرفا به این خاطر که انتخاب یکی به معنای کنار گذاشتن دو تای دیگر برای همیشه است.
دانشجویی بین ادامه دادن رشته کامپیوتر یا ادبیات مردد است او هر دوی آن ها را دوست دارد به همین خاطر در کلاس های هر دو شرکت می کند و وقتش را بین هر دو تقسیم می کند.او احساس می کند اینطوری  هر دو گزینه را خواهد داشت و اینطور برایش بهتر است.
مادری فرزندش را به کلاس شنا، پیانو، نقاشی و زبان می فرستند. حتی خود مادر هم می داند که امکان ندارد فرزندش در همه موفق شود اما فکر می کند شاید روزی به کارش آمد.
همه ما سعی میکنیم تا جایی که ممکن است تمام گزینه ها را باز باقی بگذاریم. اما متاسفانه معمولا هیچ کدام را به نتیجه نمی رسانیم و مقدار زیادی وقت و انرژی هدر می دهیم. به همین خاطر است که امروزه با این همه گزینه های زیادی که داریم معمولا از قدیمی ها عقب تر هستیم.

روانشناسان رفتار شناسی اقتصادی Dan Ariely  و  Jiwoong Shin با اختراع بازی کامپیوتری که این شرایط را تقیلد می کند این رفتار غیر منطقی  انسان ها را مطالعه کردند1. بازی به این صورت است که در ابتدای بازی با سه در مواجه می شوید. که با کلیک کردن در را باز و وارد اتاقی می شوید. در اتاق می توانید با کلیک کردن داخل اتاق امتیاز بدست بیاورید یا با کلیک کردن روی درِ داخل اتاق به اتاق دیگری بروید. باید حواستان باشد که تعداد محدودی می توانید کلیک کنید(زمان و انرژی محدود در زندگی). و اگر درِ اتاقی را باز کرده باشید و به آن نروید به تدریج درش بسته می شود(از دست دادن یک گزینه به تدریج با بی توجهی). در مجموع سه اتاق بیشتر وجود ندارد و بازی طوری طراحی شده که یکی از اتاق ها به طور متوسط امتیاز بیشتری نصیب شما می کند.
بهترین استراتژی (از لحاظ ریاضی) این است که پس از بررسی چند گزینه محدود، در اتاقی بمانیم و مابقی کلیک ها را مصرف کنیم که به طور متوسط بیشترین امتیاز را می دهد. اما رفتار کاربران متفاوت بود: آن ها سراسیمه تا جایی که می توانستند درهای بیشتری را باز می کردند و زمانی که دری در حال بسته شدن بودن سعی می کردند با صرف یک کلیک آن را باز نگه دارند. این رفتار حتی زمانی که جریمه باز نگه داشتن یک در بیش از یک کلیک شد، تغییری نکرد. وقتی از آن ها پرسیده شد که چرا اینکار را می کنند آن ها پاسخ می دادند:" ممکن است در آینده به دردم بخورد" در صورتی که آن ها هرگز به آن آینده نمی رسیدند و قبل از آن که بتوانند از آن اتاق آن طور که باید استفاده کنند کلیک هایشان تمام می شد. روانشناسان اما نتیجه گرفتند دلیل اصلی باز نگه داشتنِ در این است که افراد نمی خواهند سختی و دردِ بسته شدن یک در را تحمل کنند.
ما همواره می خواهیم در آنِ واحد کارهای زیادی را بکنیم، از هیچ امکانی نمی گذریم و می خواهیم همه گزینه ها را با هم داشته باشیم. این امر به سادگی می تواند موفقیت ما را نابود کند. باید یاد بگیریم درها را ببندیم حتی اگر اینکار برایمان سخت باشد. کارهایی که در زندگی نباید بکنی را بنویس. به بیان دیگر تصمیم های حساب شده ای بگیر تا برخی چیز ها را کلا نادیده بگیری. یک بار خوب فکر کن و تصمیمت را بگیر که سراغ چه چیزهایی، حتی اگر فرصتش بود، نروی. بیشتر درها ارزش وارد شدن ندارند، حتی اگر به نظر برسد چرخاندن دسته در بسیار ساده است.

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

چهارشنبه 18 اسفند 1395

چگونه در یک همایش سخنرانی کنیم ؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، مطالب خواندنی، 

http://www.mazyarmir.com/wp-content/uploads/2016/09/n00001369-s.jpg
چگونه در یک همایش سخنرانی کنیم ؟

یکی از دغدغه های سخنوران در همایش، اجرای سخنرانی خوب و کارآمد در همایش برای حضار می باشد. فراهم نمودن مقاله و متن سخنرانی عالی بدون ارائه سخنرانی خوب از ارزش محتوا و مطالب خواهد کاست فلذا در ذهن داشتن برخی موارد در طی سخنرانی الزامی می باشد.در اینجا برخی نکات که در نحوه سخنرانی می بایست در نظر داشته باشید را بیان می نماییم.
سخنرانی خوب
هنر سخنرانی شما و در واقع در یک سخنرانی خوب می بایست 51% از سخنرانی شما دربردارنده مطالب نشاط آور باشد و 49% مابقیه صرف بیان محتوای سنگین باشد. منظور از مطالب نشاط آور جوک و یا لطیفه نمی باشد بلکه بیان متن سخنرانی در قالب ادای کلمات پرشور باشد که سخنرانی شما را به یک فعالیت لذت بخش تبدیل نماید.
متن سخنرانی
این نکته را به یاد داشته باشید که صندلی در محدود زمانی مشخص به منظور سخنرانی در همایش به شما اختصاص داده می شود فلذا حداکثر تلاش خود را در نحوه نوشتن متن سخنرانی و القای مطالب مورد نظر خود به حضار نمایید. به نحوه نوشتن متن سخنرانی توجه داشته باشید.

به منظور درک بهتر مطالب، اسلایدهایی را در جلسه سخنرانی خود فراهم نمایید. توجه داشته باشید که از فونت بزرگ و مناسب استفاده نمایید تا حضار دید کافی بر متن سخنرانی شما داشته باشند و از درج مطالب بسیار در اسلایدهای خود بپرهیزید. زیرا موجب می شود که ذهن حضار تنها متوجه مطالب اسلاید شود و از شنیدن گفته های شما غافل شوند.

نحوه شروع سخنرانی در همایش
در نحوه شروع سخنرانی خود دقت داشته باشید و سخنرانی خود به مانند تبلیغات نگاه نمایید. هدف شما جذب مخاطب برای خواندن متن سخنرانی شما می باشد پس بنابراین وظیفه شما ایجاد انگیزش در کاربر با بیان روشن موضوع مسئله می باشد. اگر متن سخنرانی شما دربردارنده آزمایشاتی می باشد می توانید از گراف ها و نمودارهایی بدین منظور استفاده نمایید.

مثال ها و موارد ساده ای را برای حضار بیان نمایید و فرصت کافی را برای آنها به منظور هضم مطالب فراهم نمایید و حتی در صورت نیاز امکان دانلود مطالب و یا صدای سنخرانی را در بستر وب سایتی فراهم نماید. پیشنهاد می شود که پیش از شروع سخنرانی، تمرینی را در جهت نحوه اجرای سخنرانی در همایش داشته باشید. در نظر داشتن این موضوع در صورتی که پیش از این سخنرانی های قابل توجهی نداشته اید ضروری می باشد. متن سخنرانی خود را با سرعتی آهسته و تند صدایی که برای حضار شنوا باشد و به دور از یکنواختی، بخوانید.

 کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

http://www.beytoote.com/images/stories/psychology/ra4-5856.jpg
پیشنهادهای بی شرمانه و نامطلوب و مهارت استراتژیک نه گفتن

چه شما یک سرمایه گذار باشید چه مسوول خرید مایحتاج خانه. چه رییس جمهور باشید چه رییس مدرسه. مهارت استراتژیکی وجود دارد به نام "نه گفتن" که باید حتما آن را بیابید. تمرکز استراتژیک فقط حاصل انتخاب نیست بلکه حاصل کنار گذاشتن گزینه های نامناسب ولو جذاب نیز هست.
بارها شده است که به ما پیشنهادهایی شده است که آن پیشنهادها را دوست نداشته ایم و حتی بی شرمانه می دانسته ایم اما به ناچار بله گفته ایم.
همکارتان که با وی رو دربایستی دارید پیش شما می آید و شما را به یک میهمانی شبانه دعوت می کند شما نه محیط آن میهمانی را می پسندید و نه از رخدادهایی که در آن میهمانی مانند مصرف مواد مخدر دل خوشی دارید.
درخواست یک دوست برای تقلب رساندن در یک امتحان حساس
درخواست برای سرمایه گذاری صوری در یک حوزه غیرسود ده
پیشنهاد مصرانه برای پذیرش یک مسوولیت جدید که اصلا در آن تخصصی ندارید.
پیشنهاد همکاری در یک معامله کثیف از طرف یک دوست قدیمی

نتیجه گیری:
برای رهایی از پیشنهادهای بی شرمانه و نامطلوب 5 تکنیک ساده معرفی می شود:

1- تمرکز بر کاری دیگر: پیشنهاد خوبیه اما الان زمان خوبی نیست چرا که من متمرکز بر کار دیگری هستم. چطور است که ما در زمان  X در این مورد صحبت کنیم.
خیلی پیش می آید که شما در میان انجام کاری هستید که ناگهان درخواستی از شما می¬شود. اول، به او این اجازه را بدهید که دریابد “الان زمان خوبی نیست” چرا که شما در حال انجام چیزی هستید. دوم، با پیشنهاد زمانی دیگر به او بفهمانید که شما مشتاق به کمک هستید. از این طریق، او احساس بدی نخواهد کرد. با این کار، شما مستقیما نه نگفته اید و احتمالا تا زمان X، مشکل طرف هم حل شده است.

2- خرید زمان: اجازه بده ابتدا درباره آن فکر کنم، تا فردا [یا یک زمان مشخص دیگر] خبرت می کنم.
یکی از موانع نه گفتن به دیگران خجالت از نه گفتن رو در رو است. اگر می خواهید به دیگران نه بگویید این یک روش عالی است. فردا می توانید تلفنی، اس ام اسی و یا ایمیلی ضمن توضیح موقعیت خود به او نه بگویید. این جوری خجالت کمتری می کشید. این راه خیلی کاربردی و هوشمندانه است.

3- گزینه ذهنی: ممنون از پیشنهادت، این رو به عنوان یک گزینه در ذهنم نگه خواهم داشت.
در این حالت شما نه %100 رد می کنید و نه %100 تایید. این رو به عنوان یک گزینه حفظ می کنید تا بعدا اگر نظرتان تغییر کرد آن پیشنهاد/درخواست را رد یا تایید کنید. در ضمن به طرف مقابل هم هیچ قولی نداده اید و هیچ انتظاری ایجاد نکرده اید در عین اینکه سرخورده هم نمی شود.

4- فرد جایگزین: من بهترین فرد برای کمک در این مورد نیستم. برای اینکه ... و چرا از فلانی در این مورد درخواست نمی¬کنی؟
یکی از بهترین روش ها برای نه گفتن معرفی یک راه حل دیگر به جز خودتان است. این توضیح کمک می‌کند که طرف مقابل بفهمد شما به دلایل حرفه ای و منطقی وارد این کار نمی شوید.
مثلاً کسی از شما درخواست مشورت کرده، شما هم وقت ندارید به جای اینکه فقط بگویید نه بگویید: من مشاور خوبی در این زمینه نیستم اما فلان سایت یک مطلب خیلی خوب در این مورد داره که حتما پیشنهاد می کنم بخونیش در ضمن این موسسه نیز خدمات مشاوره رو می ده و یه کتاب خوب هم ...

5- تاریخچه موضوع: قبلا هم فلانی و فلانی هم این پیشنهاد رو داده بودند یا این درخواست رو کرده بودند اما من ...
این هم یکی از روش های خوب است. شما به جای اینکه مستقیماً بگویید نه، تاریخچه موضوع را می¬گویید و مشخص می¬کنید که چرا با این پیشنهاد یا درخواست نه اکنون که از دیرباز مخالفید و چرا درخواست های قبلی شبیه به این را رد کرده اید. خود طرف به این جمع بندی می¬رسد که جواب شما نه است.
 
سخن پایانی
مهم ترین مانع ذهنی ما این است که فکر می کنیم نه گفتن به معنای بی ادبی است. اگر این مانع ذهنی را کنار بگذاریم و هوشمندانه از تکنیک های بالا استفاده کنیم آنگاه زمان و تمرکز بیشتری برای کارهای مهم ترمان خواهیم یافت.
 کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir




ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

دوشنبه 2 اسفند 1395

۳ درس آموزنده از نحوه ی تفکر کارآفرینان موفق

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، 

http://panel.techbook.ir/Content/transformedimages/3963/780x390.jpg
۳ درس آموزنده از نحوه ی تفکر کارآفرینان موفق

۱- کارآفرینان موفق به خوبی می دانند که توجیه کردن نتیجه ای ندارد

توجیه کردن و بهانه آوردن جلوی پیشرفت را می گیرد. کارآفرینان موفق این را متوجه می شوند که این کار تا چه حد می تواند زیانبار باشد. به همین دلیل برای شناسایی موقعیت های آسیب زای اینچنینی نهایت دقت را به خرج می دهند. آنها برای کنترل آگاهانه ی مشکلات و مسائل تمام تلاش خود را به کار می گیرند، از مشکلات فرار نمی کنند و تقصیر را به گردن دیگران نیز نمی اندازند.

وقتی همه چیز طبق برنامه پیش می رود، اجتناب از پرداختن به مشکلات کار سختی نیست؛ به ویژه اگر کوتاهی از سوی خودتان بوده باشد. انتقال شفاهی یکی از قدرتمند ترین انواع بازاریابی است و به همین دلیل است که توجیه می تواند حسن شهرت شما را به کلی از بین ببرد. اجازه ندهید توجیه در کسب و کارتان جایی داشته باشد. به یاد داشته باشید که موانع با بی توجهی و تظاهر به اینکه مشکلی وجود ندارد از میان برداشته نمی شوند.

۲- آنها شکست را به عنوان یک تجربه ی ارزشمند زندگی می پذیرند

کارآفرینان موفق این را درک می کنند که شکست درس های بی نهایت ارزشمندی به انسان می دهد؛ به همین دلیل به جای آنکه جا بزنند سعی می کنند از شکست های خود درس بگیرند. آنها شکست را نشانه ی تداوم رشد در زندگی شخصی و حرفه ای می دانند.

اگر در مسیر کارآفرینی با هیچ شکستی مواجه نشده اید معنایش این است که آنقدر که باید کاری از پیش نبرده اید. اگر بدون هیچ مشکلی به تمام اهدافی که برای خود تعیین کرده اید می رسید، اهدافتان به اندازه ی کافی بلندپروازانه انتخاب نشده اند. اهدافی که برای خودتان در نظر می گیرید باید آنقدر بزرگ باشند که شما را به زحمت بیندازند. این زحمات را به فال نیک بگیرید و هیچ گاه به خودتان مغرور نشوید.

۳- آنها بیش از هر چیز دیگر برای زمان خود ارزش قائل می شوند

کارآفرینان موفق برای زمان بیشتر از پول ارزش قائل می شوند. آنها به خوبی می دانند که زمان تنها چیزی است که اگر از دست برود دیگر نمی توان آن را پس گرفت و یا زمان بیشتری به دست آورد. آنها با «نه» گفتن به چیزهایی که در این مسیر سودی برایشان ندارد از زمان خود بیشترین بهره را می برند. کارآفرینان موفق از ارزش بی بدیل زمان به خوبی آگاهند و از اتلاف آن جداً حذر می کنند.

زمان ارزشمندترین دارایی شماست. اطمینان حاصل کنید مطابق با ارزشی که دارد با آن رفتار می کنید. این موضوع در دنیای کسب و کار یعنی «نه» گفتن به جلسات و فرصت هایی که به درد کسب و کار شما نمی خورند. یعنی به هر چیزی که ظاهر جذابی داشت اجازه ندهید شما را از مسیر اصلی خود منحرف کند. یعنی روی چیزی تمرکز کنید که به برداشته شدن قدم بعدی تان کمک کند.

یکی از دلایلی که شما را به راه اندازی کسب و کارتان ترغیب کرده احتمالاً آزادی حاصل از آن بوده است. این آزادی به شما اجازه می دهد تمام لحظات خود را به انجام کارهایی بپردازید که برایتان اهمیت دارند. به یاد داشته باشید، این کسب و کار شماست که باید جای خود را در زندگی تان پیدا کند، نه برعکس. زندگی شما باید بر کسب و کارتان مقدم باشد و این یعنی باید برای وقت خود ارزش قائل باشید.

شما می توانید کسب و کار و زندگی مورد علاقه ی خود را بسازید. همه چیز از افکار شما آغاز می شود. هر روز ذهن خود را با محتوایی تغذیه کنید که انگیزه ی لازم برای بهترین عملکرد را به شما می دهد. از افراد و موقعیت های نامناسب و سمی که ذهن شما را با تردید و ترس پر می کنند دوری کنید

سعی نکنید ادای کارآفرین های موفق را در بیاورید. روی همان چیزی تمرکز کنید که باعث منحصر به فرد شدن خودتان می شود و تحقیق کنید ببینید مشتریان و مشتریان راغب شما به چه چیزی بهتر واکنش نشان می دهند. مدل سازی از روی موفقیت اشکالی ندارد، اما مدل سازی با کپی کاری تفاوت دارد. از دانش متعارف پیروی کورکورانه نکنید؛ سعی کنید متفاوت بیاندیشید. خود را تسلیم توجیه نکنید، از شکست هایتان درس بگیرید و به ارزش زمان واقف باشید
 کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

http://s4.img7.ir/I52Bq.jpg
پدیده قلاب ذهنی و تاثیرات آن در زندگی و بیزینس ها و سرمایه گذاری ما

پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیكی یك دبستان خرید. یكی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این كه مدرسه ها باز شد.
در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی كلاس‌ها سه تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی كه بلند، بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی را كه در خیابان افتاده بود شوت می‌كردند و سر و صدای عجیبی راه انداختند
این كار هر روز تكرار می شد و آسایش پیرمرد كاملاً مختل شده بود. این بود كه تصمیم گرفت كاری بكند
روز بعد كه مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت
بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این كه می‌بینم شما این قدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همین كار را می‌كردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بكنید. من روزی 1000 تومن به هر كدام از شما می دهم كه بیایید اینجا و همین كارها را بكنید
بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغ شان آمد و گفت
ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی‌تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم
از نظر شما اشكالی نداره
بچه ها گفتند
صد تومن!
اگه فكر می‌كنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت كنیم، كور خوندی. ما نیستیم و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد

تحلیل راهبردی برای تصمیم گیری استراتژیک و سرمایه گذاری هوشمند:

ذهن ما در مقابل اولین پیشنهادها (هر چه باشد) قلاب می شود و لنگر می گیرد. پیشنهاد اول/حقوق اول/گزینه اول/کاندیدای اول هر چه باشد، آن می شود معیار و سپس پیشنهادها/حقوق ها/گزینه و کاندیداهای بعدی را با آن می سنجیم. به این می گویند پدیده لنگرگیری که در حوزه استراتژی و سرمایه گذاری بسیار کاربرد دارد.
به همین خاطر است که ممکن است اگر به هر دلیلی گزینه اول یا پیشنهاد اول را از دست بدهیم، گزینه بعدی با آنکه بالذات و مستقلا جذاب و منطقی است (دریافت روزی 100 تومان برای سر و صدا کردن)، ولی چون آن را به صورت ناخودآگاه با گزینه اول (قبلی) بررسی می کنیم، آن را نپذیریم. بنابراین گاهی اوقات ما گزینه های خوب و منطقی را از دست می دهیم چرا که ذهن ما دچار خطای لنگرگیری شده است.
چه باید انجام داد؟ گزینه‌ها و پیشنهادها را صرفاً بر مبنای اهداف خود و خالص منفعت (مجموع منافع منهای مجموع هزینه‌ها) بررسی کنیم.
 کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

http://dl.digiyaar.com/2016/12/unnamed-file1-650x372.jpg
 چرا تعداد سرمایه گذاران خبره تا این حد اندک است

همانطور که مایکل جردن، با هردو دست خود توپ را شوت می کند و دریبل می زند و یا لئورناردو داوینچی می توانست با هر دو دست خود همزمان بنویسد، سرمایه گذاران خبره نیز می توانند از هر دو روش استفاده کنند و دقیقاً به این دلیل که می توانند در هر دو جهت مخالف از دیگران پیشی بگیرند.

پرفسور (ام.سیکزنت میهالی) از طریق تحقیقی دربارۀ نبوغ خلاق در دانشگاه شیکاگو، دریافت که : توانایی استفاده از هر دو جهت، مهمترین عاملی است که نبوغ فرد را نشان می دهد.

« پیچیدگی » ویژگی است که، شخصیت های نابغه را از دیگران متمایز می کند. منظور این است که آنها برخی گرایش های تفکری و عملکردی را نشان می دهند که در بیشتر مردم از هم تفکیک شده اند به گونه ای که هر کدام از آن ها، نه فقط یک "فرد" بلکه "مجموعه ای از "افراد" هستند. مثل رنگ سفید که همه طیف های رنگ را در خود دارد، آن ها نیز می خواهند تمام توانمندی های بشری را در خود گرد آورند.

این ویژگی ها در همۀ ما یافت می شود، اما معمولاً به ما یاد داده اند که تنها یک قطب از تفکر منطقی را در خود توسعه دهیم. ممکن است در طول زندگی، بخش فعال و رقابتی وجود خود را پرورش دهیم و بخش همیارانه را نادیده بگیریم یا از رشد آن جلوگیری کنیم. وقتی در بارۀ این مطلب با گروه ها صحبت می کنم، نگاهی طنز آمیز به این موضوع دارند. اصطلاحی هست که می گوید : " خوب؛ این موضوع پیش از آنچه فکرش را می کردم نیاز به تأمل دارد."

کسانی که دارای تفکر منطقی، خطی و مبتنی بر جزئیات هستند، در مقابل متفکرانی که شیوۀ آنها خلاقیت، دریافت شهودی و تصویر بزرگ است، قرار می گیرند. هر دو نوع تفکر ارزشمند هستند، اما مهارت داشتن در هر دوی آنها کار دشواری است و مهارت داشتن در هر دوی آن ها به طور همزمان به طور کلی غیرممکن است.

معمولاً هر کدام از ما نوعی از تفکر را ترجیح می دهد، درست مثل چپ دست بودن یا راست دست بودن؛ مردم در بدو تولد، یک دست یا یک نوع اندیشیدن را به نوع دیگر ترجیح می دهند. این در حالی است که ما معمولاً دربارۀ دست های مان  فکر هم نمی کنیم؛ ما صرفاً چک ها را با همان دست «همیشگی» امضا می کنیم.

راهی وجود دارد که می توان از آن طریق این دو روش مختلف اندیشیدن، یعنی مشاهده و خلاقیت را در عرصه سرمایه گذاری به کار برد.
سرمایه گذاران خبره نیز باید بتوانند در استفاده از توانایی های هر دو سمت مغز خود به صورت یکسان مهارت کسب کنند. آنها باید تمام 8 سیلندر خود را روشن کنند. این هم شیوه دیگری است برای بیان اینکه باید در « پیچیدگی » استاد شوند.
شرلوک هولمز می گفت : « هنر منحصر به فرد من در کسب دستاورد های کارآگاهی نتیجۀ به کارگیری هم زمان واقعیت و تصور است. »
 کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir


ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

http://s4.img7.ir/0866J.jpg
تراژدی خفگی در کوچه بن بست در شهری پر از آزادراه

بگذارید با یکی دو مثال آزاردهنده شروع کنم
اینفوسیس یک شرکت هندی گمنام در سال 1981 و تنها با شش کارمند تاسیس شد. امروز که این مطلب را در انتهای سال 2016 برای شما می نویسم 190 هزار کارمند از 129 کشور دارد!  جزو 8 شرکت‌برترخدمات‌فناوری‌اطلاعات دنیاست. درآمدی حدود 10 میلیارد دلار دارد و از طریق شش بازار سهام مختلف در دنیا تامین مالی می کند! تصورش را بکنید این شرکت توانسته است از 129 کشور دنیا، سرمایه انسانی جذب کند.

کشوری هست که در آن فوتبال ورزش اول نیست. هیچکس این کشور را به فوتبال نمی شناسد. اما بیشترین توپ های دست دوز درجه اول فوتبال دنیا را این کشور تولید می کند. رونالد و مسی هر دو پاهایشان با توپ های ساخت این کشور معجزه می کنند. این کشور یاد گرفته است که با دنیا کار کند. فوروارد اسپورتز از کشور پاکستان آموخته است که با اکثر شرکت های معروف دنیا از جمله آدیداس کار کند.

این دو مثال را زدم که فکر نکنید فقط کشورهای پیشرفته جهانی عمل می کنند. جهان، جهانی شده است. این جمله یعنی چه؟ سرمایه، محصولات، خدمات، ایده ها، نیروی انسانی و دانش فنی از مرزها عبور می کنند. حتی کشاورزی هم دیگر بین المللی شده است. چین، کره و برخی کشورهای عربی در سرزمین خود کشاورزی نمی کنند.

اما متاسفانه ایران نه بواسطه تحریم های اقتصادی بلکه به واسطه محدودیت های ذهنی، در کوچه بن بست گیر افتاده است. ایران پر از پتانسیل های جهانی است اما این پتانسیل ها جهانی نشده است.

چرا می گویم محدودیت های ذهنی؟ بگذارید برای شما مثال دیگری بزنم: فکر می کنید که رییس کل بانک مرکزی انگلستان از چه کشوری است؟ خوب بدیهی است که چنین پستی را به هیچ کس جز یک انگلیسی نمی دهند اما ریاست کل بانک مرکزی این کشور را به یک اجنبی سپرده اند: یک کانادایی. دقت کنید ما داریم راجع به انگلستان صحبت می کنیم. کشوری که مهد صنعت مالی و همچنان پیشرو جهان در صنعت مالی و بانکداری است. آنها آموخته اند که باید جهانی عمل کنند. حالا این رفتار را مقایسه کنید با استخدام یک مربی خارجی برای یکی از تیم های ورزشی ما. مثلا فکرش را بکنید که بخواهند مدیر عامل ایران خودرو را یک خارجی بگذارند. اگر رییس جمهور استیضاح نشود حتما وزیر صنعت استیضاح می شود.

خب بلافاصله به ذهن ما می رسد که دولت باید کاری کند که کشور ما نیز بین المللی و جهانی عمل کند. دولت ناتوان تر و گرفتارتر از آن است که بتواند چنین کند. بهترین راهکار آن است که تک تک ما و سازمان ها و شرکت ها مسیر جهانی شدن را طی کنند.

✅نتیجه گیری
برای شروع در سطح فرد چند توصیه کلیدی دارم: در شبکه های اجتماعی مانند لینکدین به افراد خارج از کشور وصل شوید. خود را از دایره تنگ رفقای محلی و بومی برهانید. یک زبان خارجی بیاموزید. فرهنگ، آداب و رسوم یک کشور خارجی را مطالعه کنید. هر ماه یک روز یک روزنامه خارجی مطالعه کنید.
به این فکر کنید در هر رشته ای که هستید چگونه می توانید هنر/توانمندی خود را در یک بازار خارجی عرضه کنید.
میزبان توریست های خارجی شوید آن ها را به یک عصرانه یا شام دعوت کنید.

 کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other


نویسندگان

نظرسنجی

    درصورتی که شرایط مهاجرت را داشته باشید ایا از ایران میروید؟




  • ابر برچسبها







آمار وبلاگ

  • کل بازدید : 0
  • بازدید امروز :1
  • بازدید دیروز : 8
  • بازدید این ماه : 1
  • بازدید ماه قبل : 6
  • نویسنده : پسر پارسی
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پکیج اموزش تصویری بورس از مبتدی تا پیشرفته بزرگترین فروشگاه شیرازیان