بزرگترین فروشگاه شیرازیان

http://bayanbox.ir/view/2992338231869164935/klid-movafaghiat-haftegy.ir.jpg

چگونه می توانم برای کسب و کار خود سرمایه گذار پیدا کنم بدون اینکه ایده ام لو برود؟ اگر ایده‌ی مرا بدزدند چه میشود؟ در ادامه‌ی مطلب، حقایقی را در مورد محافظت از ایده‌ی كسب و كارتان مطرح می‌كنیم:
شما مالك ایده‌ی خود نیستید و نمی‌توانید آن را بفروشید.
ایده مثل یك نسیم تابستانی است، می‌توان از یک ایده خوب استفاده کرد اما نمی توان مالک یک ایده شد و یا حتی آن را از کس دیگری دزدید. ایده، مثل یك لطیفه‌ی خوب است. استفاده از لطیفه‌ی دیگران سرقت محسوب نمی‌شود. البته استثناهایی هم برای این قاعده وجود دارد. مثلا شما می‌توانید حق‌امتیاز یك اختراع، و كپی رایت یك كار جدید(موسیقی، فیلم، كتاب،‌ نرم‌افزار) را به دست آورید.
اولین دلیل برای اینكه نمی‌توانید یك ایده را بفروشید این است كه مالك آن نیستید. دومین دلیل این است كه نمی‌توانید كسی را پیدا كنید كه آن را بخرد. شما فقط می‌توانید با ایده‌ی خود یك كسب و كار ایجاد كنید، ارزش‌افزوده خلق نمایید، یك تیم جمع‌ كنید و كاری انجام دهید، تعهد مشتریان را به دست آورید، و به فروش زودهنگام دست یابید.
واقعا دلهره آور است ... نمی‌توانم كاری كنم؟ باید ایده‌ام را فاش كنم؟
اگر فكر می‌كنید می‌توانید ایده‌ی خود را بفروشید، دیگر ادامه‌ی این مطلب را نخوانید، چون این مطلب برای شما نیست. دارید وقت خود را هدر می‌دهید. ولی اگر می‌خواهید كار كنید تا ایده‌ی خود را اجرایی نمایید می‌توانید به سراغ ادامه‌ی مطلب بروید. من می‌خواهم به شما كمك كنم تا جایی كه می‌توانید از ایده‌تان محافظت كنید.

هیچ وقت ایده‌تان را شانسی و بدون برنامه‌ریزی فاش نكنید.
اولین كاری كه باید بكنید این است كه ساكت باشید. بررسی كنید ببینید با چه كسانی و تا چه حد می‌خواهید ایده‌‌ی خود را به اشتراك بگذارید. یادتان باشد اگر كسی ایده‌ی شما را شنید و قبل از شما آن را اجرا كرد دزد نیست.این افراد لیاقت برنده شدن را دارند. و شما هم اگر كاری جز صحبت كردن انجام ندهید سزاوار ضرر و زیان هستید.
دومین كاری كه باید بكنید این است كه بفهمید چه كسی نیاز به دانستن این راز دارد و به او بگویید. اگر می‌توانید ایده‌ی خود را به طور كامل به تنهایی اجرا كنید همین كار را بكنید. ولی اگر به تیم احتیاج دارید افراد تیم را با دقت انتخاب نمایید. قبل از اینكه كل ایده‌تان را با آنها در میان بگذارید، احساسات و علایق آنها را جویا شوید.

به چه كسی می‌توانید اعتماد كنید؟
اگر نتوانید در مورد ایده‌ی خود به كسی اعتماد نمایید نمی‌توانید تیم جمع كنید. یادتان باشد ایده به تنهایی هیچ ارزشی ندارد، بلكه كار و فعالیت شما و گاهی حتی تیم شماست که به آن معنا می بخشد.

مطمئن باشید كه سرمایه‌گذاران قانونی، ایده‌ی شما را نخواهند دزدید. ولی اگر ایده را در یك گروه 30 نفره (یا بیشتر) ازسرمایه‌گذاران مطرح كنید، در این صورت اگر خلافی هم رخ دهد نمی‌توان كسی را متهم نمود. شما نمی توانید هم ایده ی خود را مخفی نگه دارید و هم به طور همزمان آن را اجرایی کنید، ولی می توانید هوشمندانه تصمیم بگیرید که تا چه حد در مورد ایده ی خود صحبت کنید.

آیا باید ایده‌ی خود را قانونی كنید؟
برخی از كارشناسان قانونی قبل از اینكه چیزی به آنها بگویید با اصرار از شما می‌خواهند اسناد محرمانه ای را امضا كنید. بهتر است این کار را انجام دهید و در صورت امكان آن را قانونی كنید،‌ ولی به این اسناد اعتماد نكنید و فكر نكنید كه مشکل شما را حل می کنند .نتیجه‌ِ‌ی نهایی: در مورد ایده‌تان حرف نزنید، بلكه آن را اجرا كنید.

تمام روز نگران این نباشید كه چه كسی می‌خواهد ایده‌ام را بدزدد. خودتان پا پیش گذاشته و یك كسب و كار بسازید. هوشمندانه از ایده‌ی خود محافظت نمایید ولی بدانید كه اگر ریسك به اشتراك‌گذاری ایده‌تان را به جان نخرید، فرصت‌ها را از دست خواهید داد.

اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 @iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Donbaleh Cloob Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other

سه شنبه 28 دی 1395

آیا شما هم در دام اثر شترمرغی افتاده اید؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، 

http://s4.img7.ir/ECSgb.jpg

بالاخره بعد از مدت ها تصمیم گرفتید که روی یک حوزه خاص سرمایه گذاری 5 میلیاردی کنید. حالا دو سال از آن سرمایه گذاری می گذرد اما طبق یک سازوکار مرموز هیچگاه از خودتان نپرسیده اید که اگر این 5 میلیارد را در حوزه دیگری سرمایه گذاری می کردم بهتر نبود؟ اگر به دو سال قبل باز می گشتم باز هم در همین حوزه سرمایه گذاری می کردم؟ واقعا برای تان سوال نشده است که چرا من به تصمیمات گذشته برنمی گردم.
ممکن است بعد از اتخاد یک تصمیم (انجام یک انتخاب)، دیگر بررسی آن را به کلّی کنار بگذاریم و به اصطلاح خارجیها سرمان را مثل شترمرغ در شن بکنیم و یا به اصطلاح ایرانی ها مثل کبک سرمان را در برف کنیم. این خطای ذهنی یکی از حالت های دام روانی تصدیق است. این حالت خاص به زمانی اشاره می‌کند که بازخورد و اصلاح سرکوب می‌شود. هر تصمیمی نیاز به بازخورد و اصلاح دارد و اثر شترمرغی (Ostrich effect) یعنی کور کردن سازوکاز بازخورد و اصلاح. معروف است که شترمرغ ها در هنگام فرار از موقعیت های خطرناک برای ندیدن و نادیده گرفتن موقعیت خطرناک سر خود را در شن فرو می کنند.

علت آن چیست؟ علتش این است که فکر کردن انرژی دارد به ویژه اینکه بخواهی در مورد درست یا اشتباه بودن تصمیم خودت تصمیم بگیری. از طرف دیگر شاخصی نداریم که کی باید فکر کردن را متوقف کنیم. بنابرین بجای اینکه «به اندازه بهینه» دوباره مشاهده و فکر کنیم، راه حل ساده و سرانگشتی را انتخاب میکنیم؛ کمی قبل از انتخاب فکر میکنیم امّا بعد از انتخاب فکر کردن را کنار میگذاریم.

تجویز راهبردی:
برای اینکه شترمرغ به تعبیر خارجی ها و کبک به تعبیر فارسی زبانان نشویم چه باید کرد؟
1- برای تصمیمات مهم تان یک پرونده و مسیر ویژه طراحی کنید. یعنی اینکه سعی کنید اهداف و انتظارات تان را از آن تصمیم شفاف کنید. سعی کنید اهداف و انتظارات تان آنقدر شفاف باشد که هر زمان که به آن فکر کردید بتوانید به راحتی آن را با وضعیت به وجود آمده مقایسه کنید.

2- ذهن تان را از درگیر شدن در موضوعات انرژی بر اما کم فایده خلاص کنید تا بتوانید به موضوعات و تصمیمات مهم بپردازید وگرنه ذهن شما به صورت ناخودآگاه فرآیند ارزیابی تصمیمات گذشته را سانسور می کند چون که انرژی بر است.

3- فرآیند ارزیابی تصمیمات گذشته را تبدیل کنید به یک کلاس آموزشی. آنچه انسان می تواند از تجربه بیاموزد بسیار عمیق تر از یک کلاس آموزشی است پیش خودتان فکر کنید که اگر من نیم ساعت روی این تصمیم وقت بگذارم انگار یک کارگاه تصمیم گیری 300 هزار تومانی را ثبت نام کرده ام.

4- در گذشته نمانید. یکی از دلایل احتمالی اینکه ذهن شما بررسی تصمیمات گذشته را سانسور می کند این است که از حسرت گریزان است. بنابراین اگر به بررسی تصمیمات گذشته می پردازید، عبرت بگیرید و عبور کنید. در گذشته خیمه نزنید. ارزش یک روز آینده از از ارزش یک سال گذشته بیشتر است.

اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 @iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Donbaleh Cloob Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other

یکشنبه 26 دی 1395

«تکنیک شخص معروف» در حل مساله و تحلیل

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، سبک زندگی، 

http://s6.picofile.com/file/8208362476/Matt_Damon_and_wife_009.jpg

هر کدام از ما سبکی برای فکر کردن و تحلیل کردن امور و پدیده ها داریم. بنابراین بعد از مدتی تکراری می شویم! همیشه یک جور پدیده ها را تفسیر می کنیم و همیشه یک جور فکر می کنیم. اگر هم بخواهیم که جور دیگری نگاه کنیم احساس ناراحتی می کنیم. چرا که با تحلیل ها و نگرش های قبلی ما در تضاد است. حالا می خواهم روشی را به شما معرفی کنم که می تواند به شما در این زمینه کمک کند.

یکی از روش های حل خلاق مساله این است که وانمود كنید كه شما شخص مشهوری هستید و سعی كنید مساله را از دید آن شخص حل كنید. شخصیت مفروض شما ممكن است چشم اندازهای جدیدی را نسبت به آن مساله به شما بدهد. برای مثال، با خود بگویید
اگر اسحاق نیوتن با این مساله روبرو می شد، چه می كرد؟
اگر بیل گیتس با بحران مالی روبرو می شد چه می کرد؟
اگر علی پروین با این مشکل دست و پنجه نرم می کرد، چه تصمیمی می گرفت؟
می توانید به جای شخص مشهور، از افرادی که مشهور نیستند اما شما آنان را به خوش فکری و خلاقیت و موفقیت می شناسید استفاده کنید:
اگر پسر عمه پولدار و موفقم در چنین موقعیتی قرار می گرفت چه تصمیمی می گرفت؟


به این ترتیب شما با تغییر زاویه و نگاه خود می توانید یک نگاه بدیع و جدید را تجربه کنید. در ضمن به خاطر تغییر نگاه و تضاد با نگرش های قبلی خود نیز احساس ناراحتی نمی کنید چون این نگاه را منتسب به نیوتن/علی پروین/پسر عمه خود می دانید.

یک مثال عملی:
شما با بحران زیر روبرو شده اید: به دلایل ناروا به زندان افتاده اید و مجبورید دو سال را در زندان بمانید. استرس زیادی دارید. خانواده تان بی پناه و بی پول در بیرون زندان هستند. چه می کنید؟
وقتی از تکنیک نیوتن استفاده می کنید به این ایده می رسید: شما یک نویسنده بالفطره هستید اما هیچگاه این فرصت فراهم نشد که بنشینید و کتاب بنویسید بنابراین اگر هدف گذاری و همت کنید می توانید هر دو ماه یک بار کتاب به بیرون بدهید. در ضمن شما ایده ها و دانش هایی دارید که بسیار جذابند و احتمالا کتاب شما به چاپ های بعدی هم خواهد رسید.

تجویز راهبردی:
برای بکارگیری تکنیک شخص معروف و موفق گام های زیر را طی کنید:
1- مساله خود را شناسایی کنید.
2- یک شخص معروف و موفق که به مساله شما نسبتا (و نه کاملاً) مرتبط است را  انتخاب کنید.
3- آن شخص معروف را در آن موقعیت در نظر بگیرید و از خود بپرسید که وی در چنین موقعیتی احتمالا چه می کرد و اصلا مساله را چگونه می دید، چگونه تفسیر می کرد؟
4- اگر ایده های بدست آمده مطلوب نبود، شخص معروف دیگری را انتخاب کنید.
اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 @iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Donbaleh Cloob Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other

جمعه 24 دی 1395

آیا شما شهامت نشستن را دارید؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، سبک زندگی، 

http://vista.ir/include/lifestyle/images/a19d785760cd5b9cfcaa6531da289ff9.jpg

در ذهن من و شما یکی از مصادیق شهامت یعنی اینکه در جمعی بزرگ روبروی یک مقام/مدیر ارشد بایستی و شروع کنی به انتقاد از وی آنهم شجاعانه و با صدای بلند. اما شهامت دو رو دارد. یکی از بهترین جملاتی که دو روی شهامت را نشان می دهد جمله ای از چرچیل است:
شهامت یعنی ایستادن و سخن گفتن .
شهامت همچنین یعنی نشستن و گوش دادن


چه یک خانه دار هستید یا یک کارمند یا یک مدیر مدرسه و یا یک رییس جمهور شما هم باید شهامت ایستادن را داشته باشید و هم شهامت نشستن و شنیدن انتقادات و نظرات دیگران را.

آخرین باری که شهامت به خرج داده اید و به عنوان یک پدر/مادر به سخنان متفاوت فرزند خود گوش داده اید کی بوده است؟
آخرین باری که به عنوان یک مدیر نشسته اید و به ایده های نامتعارف کارمندان و همکاران خود گوش داده اید و بعد از یک مکث کوتاه گفته اید فکر می کنم حق با شماست و در این مورد من کاملا اشتباه کردم.
آخرین باری که به عنوان رییس جمهور روبروی منتقدان خود نشسته اید و سپس به تصمیمات اشتباه خود اعتراف کرده اید چه زمانی بوده است؟

تجویز راهبردی:
هیچ کدام از عادت ها یا اگر بخواهم بهتر بگویم فضیلت های اخلاقی یک شبه به دست نمی آیند. با خودتان قرار بگذارید هر هفته در یک مورد فضایی را فراهم کنید تا دیگران شما را نقد کنند و سپس اگر اشتباه کرده اید بدون اینکه سعی در توجیه، پوشش، بهانه آوری و ... باشید بپذیرید که اشتباه کرده اید. هر هفته با خودتان تکرار کنید نشستن و گوش دادن هم شهامت می خواهد.

بگذارید یک مثال عملی برای شما بزنم: یکی از فرهیختگان می گفت من هر از چند گاهی در سر کلاس هایم آمار اشتباه می گویم و جلسه بعد آن آمار را اصلاح می کنم و معذرت خواهی میکنم. ممکن است دانشجوی من یک هفته آمار اشتباه در ذهنش باشد اما با این کار برای تمام عمر می آموزد استادش نیز می تواند اشتباه کند و اگر اشتباه کرد باید معذرت خواهی کند.
با شهامت باشید هم در بیان بی لکنت حقایق و هم در اعتراف بی لکنت اشتباهات و هم در شنیدن بی تکلف ایده های مخالف از افرادی که از شما پایین تر، کم تجربه تر و .... هستند.
اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 @iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Donbaleh Cloob Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other

چهارشنبه 22 دی 1395

فانوس های دریایی زندگی شخصی و شغلی شما کدامند؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، 

http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1394/5/17/605242_803.jpg

استفان کاوی  نویسنده کتاب بسیار مشهور هفت عادت مردمان موثر داستانی جالب نقل می کند: دو کشتی جنگی ماموریت یافته بودند برای آموزش نظامی به مدت چند روز در هوایی طوفانی مانور بدهند. من در کشتی فرماندهی خدمت می کردم و با نزدیک شدن شب در عرشه کشتی نگهبانی می دادم؛ هوای مه آلود سبب شده بود که دید کمی داشته باشم، ناخدا نیز در عرشه حضور یافته بود تا فعالیتها را زیر نظر داشته باشد.
پاسی از شب نگذشته بود که دیده بان گزارش داد نوری در سمت راست جلوی کشتی به چشم می خورد. ناخدا فریاد زد آیا نور ثابت است یا به طرف عقب حرکت می کند؟ دیده بان جواب داد: ثابت است یعنی اینکه با ادامه این مسیر با هم تصادف خواهیم کرد. ناخدا به مامور ارسال علائم گفت: به آن کشتی علامت بده که رو در روی هم هستیم توصیه می کنیم که 20 درجه تغییر مسیر دهید؛
جواب علامت این بود که: شما باید 20 درجه تغییر مسیر بدهید. ناخدا گفت: علامت بده که من ناخدای کشتی جنگی هستم و آنها باید تغییر مسیر بدهند. پاسخ آمد: من مهناوی دوم هستم، بهتر است شما 20 درجه تغییر مسیر بدهید؛
ناخدا که بسیار عصبانی شده بود گفت: علامت بده که از یک کشتی جنگی این علامت فرستاده می شود پس هرچه سریعتر تغییر مسیر دهید. اما پاسخ آمد: ما فانوس دریایی هستیم!

✅تحلیل و تجویز راهبردی:
در برخی کتاب های موفقیت و مدیریت بارها و بارها نوشته شده است که شما می توانید همه چیز را تغییر دهید. کافیست تجسم کنید، اراده کنید و تلاش کنید. باید بگویم که این نوشته ها که در کتاب های انگیزشی مطرح می شود واقعیت ندارد. کسانی که این کتاب ها را می نویسند مانند فال گیرانی هستند که واقعیت را به شما نمی گویند بلکه آنچه شما دوست دارید را به شما می فروشند تا شما خوشحال شوید و درآمد آنان بالا برود. درست است بارها و بارها شده که چیزهایی که فکرش را نمی کردیم تغییر کرد اما این بدان معنا نیست که ما می توانیم همه چیز را تغییر دهیم.

اگر دری پیش روی شما وجود دارد که باز نمی شود. اینکه به آن در خیره و مدام بنگریم. دو زیان را متحمل شده ایم:
اول اینکه آرامش و رضایت درون خود را به حسرت تبدیل کرده ایم و دوم اینکه فرصت تمام درهای دیگری که می توانستیم باز کنیم را از دست می دهیم.  
 
چه باید کرد؟
1-با ژرف نگری باید تحلیل کرد در میان امور نامطلوبی که پیش رویمان وجود دارند، کدام تغییرپذیر است و کدام تغییرناپذیر.
2-به امور تغییرناپذیر رضایت داد و آرامش را تجربه کرد.
3-در بین امور تغییرپذیری که پیش روی ماست آن اموری را انتخاب کنیم که بیشترین مطلوبیت را برای ما دارد.
4-هر از چند گاهی بررسی می کنیم که آیا آن امور تغییرناپذیر، تغییرپذیر شده اند یا نه؟

بدین ترتیب علاوه بر آرامش، متمرکز می شویم روی بهترین فرصت های موفقیت. به نوعی اگر بخواهم این تجویز چهار بندی را در یک نیایش بیاورم اشاره می کنم به همان گفته معروف: خدایا به من آرامشی ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم، جسارتی ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم، و اندیشه ای ده تا تفاوت آن دو را دریابم.
زندگی تان همزمان سرشار از آرامش و موفقیت.
  اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 @iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir


ارسال به: Balatar Donbaleh Cloob Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other

http://s4.img7.ir/lV38W.jpg

 اپلیکیشن آی تراکت

هرجای شیرازوتهران وشهر های دیگه هرمغازه ای off%زده باشه وتخفیف بده داخل برنامه درج میشه تخفیف های 5%تا60% درصدی


https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRIvgTuo11g7KXrAg6QJKv8TIFU0gWXNdqYRGOMO5CYNdoMfl7v
دانلود برنامه اندروید



ارسال به: Balatar Donbaleh Cloob Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other

دوشنبه 20 دی 1395

تکنیک متقاعد سازی فقط 30 ثانیه

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: مطالب خواندنی، موفقیت، 

http://12ceo.ir/wp-content/uploads/2013/12/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-30-%D8%AB%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87-%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85.jpg


چه شما به جلسه خواستگاری رفته باشید و چه بخواهید ایده هایتان را برای یک سرمایه گذار مطرح کنید چه بخواهید تز دکترای تان را ارایه کنید و چه بخواهید کسی را با خود همراه کنید شما بین 3 تا 20 دقیقه بیشتر فرصت ندارید. خیلی غیرمنصفانه است نه؟! درست است. اما دنیا همین است. شما همیشه فرصت محدودی دارید تا توافق دیگران را بدست آورید.

به عنوان کسی که به خاطر شغل و مسوولیتم بارها در معرض پیشنهادهای سرمایه گذاری یا دعوت به شراکت استراتژیک و یا همکاری قرار گرفته ام. همیشه دیده ام که پیشنهادکنندگان توانمندی ارایه خوب ایده و یا پیشنهاد خود را ندارند.
متقاعد سازی دیگران از طریق ارایه دیدگاه هایتان، هنری است که می شود آموخت و باید آموخت چه شما یک بازنشسته باشید چه یک تازه کار. چه یک مدیر ساختمان باشید چه مدیر سازمان ملل. برنز، روانشناس و نویسنده مطرح آمریکائی معتقد است: «شما و ایده های تان هیچ ارزشی ندارید. حتی اگر ایده ‏ای فوق العاده و کاملاً متفاوتی داشته باشد، مادامی که نتوانید آن را ارائه دهد،.»

✅تجویز راهبردی:
یکی از تکنیک هایی که برای تمرین متقاعدسازی به کار می رود تکنیک 30 ثانیه یا سخن آسانسوری است.
مفهوم ارائه آسانسوری واقعاً به این معنا نیست که 30 ثانیه وقت داریم؛ به این معناست که در زمان خیلی کم (مثلاً 30 ثانیه) تاثیر لازم را بر مخاطب هدفمان گذاشته و نظر او را برای ادامه تعامل جلب کنیم! چرا می گویند آسانسوری فرض می گیرند که شما و طرف مقابل تان می خواهید وارد یک آسانسور شوید شما سخن تان را آغاز می کنید وقتی دو تایی از آسانسور خارج می شوید او باید ایده شما را فهمیده باشد و در ضمن مجذوب آن شده باشد. حالا پنج نکته طلایی برای ارایه آسانسوری تقدیم می کنم:

1- قرار نیست همه حرف‏های خوب، تلاش‏های انجام شده، سختی‏های طی شده، نظرهای جلب شده و .... در رابطه با موضوع ارائه را در ارائه‏های کوتاه و آسانسوری پوشش دهیم.
2- آنقدر روی آن سی ثانیه تمرین کنید که آن سی ثانیه را حفظ کنید.
3- ملموس صحبت کنید. اول نیازمندی های طرف مقابل را درک کنید و سعی کنید نشان دهید که راه حل شما، وجود شما، پیشهاد شما چگونه آن نیاز را برطرف می کند. توضیح دهید که راه حل شما چگونه طرف مقابل یا استفاده کننده آن را خوشحال خواهد کرد. و این راه حل بهتر یا متفاوت‏تر از سایر راه‏حل‏هاست. به این جمله دقت کنید: گوگل اطلاعات تمام دنیا را سازماندهی شده، مرتب می کند و در دسترس قرار می دهد و با یك كلیك فراهم می كند! هم خلاصه است. هم تاثیر گذار، هم ملموس!
4- روانی صحبت کردن در مورد ایده و همچنین اعتماد به نفسی که در صحبت شما هست می تواند از خود ایده مهم تر باشد. بنابراین جملات و کلماتی را انتخاب کنید و آن ها را به گونه ای ادا کنید که اعتمادآفرین باشد. اگر با مِن مِن کردن و شل و ول صحبت کنید نمی توانید اعتماد لازم را ایجاد کنید.
5- باب گفتگو را باز کنید. احتمال دارد که طرف بخواهد بعد از صحبت شما مخالفت کند. به او بگویید که می توانید اطلاعات تکمیلی تر را برای وی مطرح و یا ارسال کنید.
 اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 @iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Donbaleh Cloob Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other

http://model24.ir/wp-content/uploads/2016/01/Photos-Close-scarves-Quadrangle-22.jpg

اهالی بازاریابی می گویند اگر بتوانید تبلیغ را در لحظه ای که ذهن مشتری درگیر موضوعی مرتبط با محصول شماست، انجام دهید اثربخشی آن بسیار بالا خواهد بود. به آن لحظه جادویی درگیری مشتری "لحظه حقیقت" هم گفته اند.

در لبنان یکی از محصولات "پی اند جی" (تولیدکننده ای که ما آن را با محصولاتی مانند تاید، شامپوی هد اند شولدرز، باتری دوراسل، تیغ ژیلت، پمپرز، و ... می شناسیم) را می خواستند با استفاده از این اصل تبلیغ کنند، سختی کار این بود که بازاریابان نمی دانستند مشتریان چه زمانی درگیر شست وشو و تمیزکاری است تا همان لحظه تبلیغ را به او عرضه کنند. تبلیغ در تلویزیون و رادیو راه حل مناسبی به نظر نمی رسیدند.

اما آنها می دانستند که در بیروت پر از ساختمان ها بلند است و بانوان لبنانی اغلب برای خشک شدن لباس ها آن را از به رخت آویزهایی در تراس ساختمان آویزان  می کنند. وقتی در خیابان های بیروت راه می روی، می بینی که ساختمان های دو سوی خیابان رخت های خود را برای شستن بیرون از منزل آویزان کرده اند، شبیه منظره ای که در برخی نقاط تهران هم می شود دید.

این همان لحظه "حقیقت" بود که بازاریابان دنبال آن بودند، آنها یک جای معرکه برای تبلیغ پیدا کردند: روی سقف اتوبوس های شهری! خانم ها در حین پهن کردن رخت ها از بالا و روی تراس محیط بیرون و خیابان را تماشا می کردند و نگاهشان به تبلیغ روی سقف اتوبوس ها هم می افتاد و البته که تبلیغ بسیار موثری بود.

تجویز راهبردی:
همه ما یک بازاریاب هستیم. باور نمی کنید. بگذارید این موضوعات را باز کنم. وقتی به مصاحبه استخدامی می رویم داریم خودمان را بازاریابی می کنیم و به بازار عرضه می کنیم. وقتی یک ایده را به یک سرمایه گذار معرفی می کنیم داریم ایده خود را بازاریابی می کنیم. وقتی در جلسه هیات مدیره یک پیشنهاد جدید مطرح می کنیم داریم پیشنهاد خود را بازاریابی می کنیم. وقتی خواستگاری می کنیم. وقتی نوشته مان را در شبکه های اجتماعی به دیگران معرفی می کنیم و وقتی.... ما همیشه در حال بازاریابی هستیم.
چه استفاده ای می توانیم از تکنیک لحظه حقیقت ببریم؟

نکته اینجاست که ما نمی توانیم در جلسه ارایه به سرمایه گذار یا جلسه هیات مدیره، لحظه حقیقت ایجاد کنیم چرا که زمان و مکان و چگونگی آن جلسات دست ما نیست. بنابراین به جای شکار لحظه حقیقت می توانیم آن را ایجاد کنیم با داستان گویی و شبیه سازی. بگذارید برای شما مثالی بزنم. فرض کنید می خواهید یک ایده در مورد سازوکار تامین مالی خرد به یک سرمایه گذار یا به هیات مدیره پیشنهاد بدهید. شما می توانید با مراجعه به تجربیات تلخ و ناکامی هایی که مخاطبان شما یا اطرافیان آن ها داشته اند لحظه حقیقت ایجاد کنید. با ارایه مثال هایی از گرفتاری های روزمره مردم در مورد تامین مالی خرد، شما یک تجربه واقعی برای آنان فراهم کردید. انگار آنان را مانند زنان لبنانی می برید بالای تراس و با فضاسازی ذهن آنان را آماده می کنید. درست در لحظه مناسب به آنان که در روی تراس ایستاده اند می گویید حالا به اتوبوسی که در خیابان در حال رد شدن است نگاه کنند و اتوبوسی که ایده شما بالای آن نقش بسته است. پس به صورت خلاصه:
1- ایده خود را روشن کنید و مخاطبان خود را آنالیز کنید.
2- به این فکر کنید که چگونه می توانید با ارایه داستان های واقعی مخاطبان خود را در یک تجربه ذهنی قرار دهید.
3- به این فکر کنید که چگونه در آن تجربه ذهنی، لحظه حقیقت ایجاد کنید (ارایه راه حل در زمانی که بیشترین درگیری ذهنی و عاطفی را با مساله یافته اند).

 اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 @iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Donbaleh Cloob Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other

پنجشنبه 16 دی 1395

در هرکاری رویه افکار مثبت خود متمرکز باشید

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، 

http://s4.img7.ir/vXy9j.jpg

مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت.چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند.
او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود.
خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند.کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد.وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد .... به کمک او پرداخت.سپس کم کم وضع عوض شد.
پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می آید.باید خودت را برای این کسادی آماده کنی.پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است.بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد.
فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت.
او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست.
کسادی عمومی شروع شده است.

آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند

 اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 @iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Donbaleh Cloob Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other

چهارشنبه 15 دی 1395

شبکه تولید ثروت شما چیست؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، 

http://s4.img7.ir/ZrPNC.jpg


اغلب مردم از ادیسون به عنوان مخترع لامپ یاد می کنند! اما این درست نیست. ادیسون لامپ را اختراع نکرد. بلکه آن را بهتر و عالی تر کرد. حتی راهی برای تولید ثروت از آن پیدا کرد.
ادیسون بعد از آنکه مدرسه را رها کرد، آب نبات و مجله در قطارها می فروخت. طولی نکشید که روزنامه خودش را راه انداخت و ظرف یک سال گروهی از پسران برای فروش و آبنات و روزنامه اش اجیر کرد. از کارمندی به صاحب شرکت تبدیل شد. ادیسون جوان، بدون استراحت روزنامه می فروخت و با آموختن ارسال و دریافت کد مورس، به عنوان تلگرافچی مشغول به کار شد.
او در حین کار متوجه موفقیت اختراع تلگراف شد که سیمی از خطوط تیرهای برق، افراد فنی و ایستگاههای رله بود. این قدرت شبکه بود. نبوغ اصلی ادیسون، ایجاد شرکتی متشکل از سیمهای برق است که با روشن شدن لامپ در جامعه نفوذ پیدا کرد. شرکتی که او تاسیس کرد ثروت او را چند میلیونی کرد. این شرکت جنرال الکتریک نام داشت.
لامپ برق شرکت ادیسون را انقلابی نکرد. بلکه استفاده از سیمهای برق و ایستگاههای رله برای روشن کردن برق بود که انقلابی به پا کرد. این قدرت شبکه است.
ثروتمندترین افراد در جهان شبکه ایجاد می کنند و دیگران به دنبال کار می گردند.
بیل گیتس کامپیوتر تولید نکرد، بلکه سیستم عامل آن را طراحی کرد که رایانه را فعال می سازد.جف بزوس کتاب چاپ نکرد بلکه شبکه آمازون را برای فروش کتاب ایجاد کرد.
قدرت در اختراع نیست! بلکه در شبکه هست! اگر می خواهید ثروتمند شوید باید بهترین راهبرد برای تشکیل شبکه ای قوی، زنده و رو به رشد پیدا کنید.
شبکه تولید ثروت شما چیست؟
#ثروت

 اولین کانال تخصصی موفقیت درشغل و کسب و کار
 @iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Donbaleh Cloob Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other


نویسندگان

نظرسنجی

    درصورتی که شرایط مهاجرت را داشته باشید ایا از ایران میروید؟




  • ابر برچسبها







آمار وبلاگ

  • کل بازدید : 0
  • بازدید امروز :1
  • بازدید دیروز : 8
  • بازدید این ماه : 1
  • بازدید ماه قبل : 6
  • نویسنده : پسر پارسی
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بزرگترین فروشگاه شیرازیان بزرگترین فروشگاه شیرازیان