تبلیغات
parsiboy - سوپ سنگ
 

بزرگترین فروشگاه شیرازیان

سه شنبه 21 شهریور 1396

سوپ سنگ

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: مطالب خواندنی، 


http://ecx.images-amazon.com/images/I/51uNmN1S3lL.jpg

فروشنده ‌ای به قصد فروش محصولاتش در حال گذر از روستایی كوچك بود.

او به شدت احساس گرسنگی می كرد و همین طور كه با ناامیدی به دنبال خوراكی می گشت، ناگهان سوسوی نوری كه از كلبه ای كوچك به بیرون می تابید را مشاهده كرد.

با خوشحالی در كلبه را زد، صاحبخانه كه كشاورزی ساده بود، در را گشود.

+فروشنده: دوست عزیز من بسیار گرسنه هستم، آیا می توانید كمی غذا به من بدهید؟
-كشاورز: برو دنبال كارت، این وقت شب ما هیچ غذایی نداریم كه به تو بدهیم.
+فروشنده:لطفا یك لحظه صبر كنید، آیا ممكن است كمی آب و یك ظرف به من بدهید؟
-كشاورز: آب را برای چه می خواهی؟ +فروشنده:میخواهم برای خودم یک سوپ خوشمزه درست كنم، آن هم از سنگ.

زن كشاورز با كنجكاوی گفت: فكر نكنم اگر كمی آب به او بدهیم، اشكالی پیش بیاید، كشاورز نیز خواسته فروشنده را پذیرفت.

+فروشنده:خانم، از شما ممنونم، اشكالی دارد اگر ظرف آب را روی آتش بگذارم؟
-زن كشاورز:اوه، اگر لازم است، اشكالی ندارد و فروشنده را به آشپزخانه برد و ظرف را روی اجاق گذاشت.

+فروشنده:بسیار خوب، حالا یك تكه سنگ را در ظرف میگذارم و صبر می كنم تا خوب بپزد.

كشاورز و همسرش كه كنجكاو شده بودند، نزد فروشنده ماندند تا از كار او سر در بیاورند.

بعد از مدتی فروشنده در ظرف را برداشت و كمی از سوپ را چشید و گفت:اوه، بد نیست، اما به مقداری نمك احتیاج داریم.

-زن كشاورز:صبر كنید، الان نمك می آورم، آشپز نمك را درون ظرف ریخت.
 
+فروشنده:بگذارید تا دوباره مزه اش را امتحان كنم. باور نكردنی است!!!

زن كشاورز با بی قراری:باید خوشمزه باشد، نه؟
+فروشنده:بله، اما با یك پیاز می توانیم مزه اش را بهتر كنیم .
-كشاورز رو به همسرش:زود برو یك پیاز بیاور و گرنه مجبوریم، تمام شب او را تحمل كنیم.

آشپز پیاز را از زن گرفت و به سوپ افزود، فروشنده:به نظر می رسد كه همه چیز روبه راه است، اما اگر كمی هویج و سیب زمینی هم به آن اضافه كنیم عالی می شود.

-كشاورز با بی میلی:صبر كن، الان می آورم، آشپز هویج و سیب زمینی را به سوپ اضافه كرد و بعد از مدتی سوپ به جوش آمد.

-كشاورز:به نظر تو نباید دوباره از آن بچشی؟
+فروشنده: البته، اما شما هم باید در خوردن سوپ با من سهیم شوید، اجازه بدهید تا كمی ادویه و سبزی هم به آن اضافه كنیم.
-زن كشاورز:بله حتما این كار را بكنید.

 بوی غذا فضای كلبه را پر كرده بود. سوپ كه آماده شد.

+فروشنده گفت:بسیار خوب، لطفا تعدادی كاسه بیاورید تا از خوردن این سوپ خوشمزه در كنار هم لذت ببریم.

-زن كشاورز:با كمی نان سفره مان كامل میشود.
-كشاورز: اوه چه سوپ لذیذی!!!
-زن كشاورز: اوه! باور نكردنی است، شما چطور آن را درست كردید؟
+فروشنده: این غذا را مدیون سنگی هستیم كه به همراه داشتیم.
-زن كشاورز:ممكن است كمی از آن را به من نشان بدهید؟
+فروشنده: اوه، متاسفم دوست عزیز، من نمی توانم اسرار كارم را فاش كنم، بسیار متشكرم و شب خوش!!
برگرفته از کتاب سوپ سنگ
کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir





ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other


نویسندگان

نظرسنجی

    درصورتی که شرایط مهاجرت را داشته باشید ایا از ایران میروید؟




  • ابر برچسبها







آمار وبلاگ

  • کل بازدید : 0
  • بازدید امروز :1
  • بازدید دیروز : 8
  • بازدید این ماه : 1
  • بازدید ماه قبل : 6
  • نویسنده : پسر پارسی
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پکیج اموزش تصویری بورس از مبتدی تا پیشرفته بزرگترین فروشگاه شیرازیان