تبلیغات
parsiboy
 

بزرگترین فروشگاه شیرازیان

یکشنبه 13 فروردین 1396

دشوارترین تصمیمات زندگی با چهار تست

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: سبک زندگی، موفقیت، 

http://www.noavard.co/wp-content/uploads/p_05-32.jpg
دشوارترین تصمیمات زندگی با چهار تست

در چه حوزه ای کار کنم؟ چه شغلی انتخاب کنم؟ در چه رشته ای تحصیل کنم؟
حتما این سوالات برای شما مطرح شده است و یا اینکه دیگران یکی از این سه سوال را از شما پرسیده اند. انصافا هم جواب دادن به این سوالات کوتاه، دشوار و گاهی اوقات جانکاه و دردناک است. زمانی که از من این سوال پرسیده می شود من از چهار تست استفاده می کنم.
چه خود با این سوال ها در حال کلنجار رفتن هستید چه اطرافیان شما، این چهار تست می تواند بسیار کمک کند.

جواب: کار/شغل/رشته ای را را انتخاب کن که از این چهار تست سر بلند بیرون بیاید:

تست یک: توانمندی، آیا در آن حوزه احساس می کنی که توانمندی ذهنی و مهارتی خاصی داری و می توانی موفق شوی. به عبارت دیگری استعداد ذاتی (و نه اکتسابی) داری. بگذارید مثال بزنم حتما دیده اید برخی ها در نواختن موسیقی بدون آن که خیلی کلاس رفته باشند مهارت دارند و برخی در نویسندگی و برخی در محاسبات و برخی در تعمیر وسایل الکترومکانیکی. آیا در آن رشته/شغل/حوزه، توانمندی ذاتی دارید؟

تست دو: علاقه مندی، آیا علاوه بر توانمندی، یک ذوق و شوق درونی در خود نسبت به آن رشته احساس می کنی؟ از خودتان بپرسید چه چیزی در درون من وجود دارد که مرا ساعت 6 صبح با اشتیاق از رختخواب بلند می کند. مثلا ممکن است من هم کلاس پیانو بروم و شما هم. ولی شما با عشق می روید و من صرفا به عنوان یک تکلیف. آیا آن حوزه کاری/تحصیلی از درون شما شعله می زند؟ این تست خیلی مهم است کاری/رشته ای/حوزه ای را انتخاب کنید که شوق و اشتیاق درونی دارید. شما قرار است حدود نیمی از زمان بیداری تان را با او بگذارنید حتی بیشتر از خانواده تان. بنابراین چیزی را انتخاب کنید که دوست دارید.

تست سه: نیازمندی، آن رشته کاری/تحصیلی باید دردی اساسی از جامعه ای که در آن زندگی می کنی را حل کند این ویژگی یک فایده اساسی دارد: شما می توانید در ازای فعالیتی که می کنید هم درآمد خوبی داشته باشید و هم حس خوبی از اینکه یک مساله از مسایل مردم را حل کرده اید. بنابراین علاوه بر اینکه روحت را سیراب می کنی، جیبت را پر می کنی.
 
تست چهار: گستره فرصت های آتی. آن رشته ای که در آن تخصص یافته ای باید فرصت های متنوع و بلندمدتی را پیش روی تو قرار دهد. اگر در یک رشته خاص متخصص باشی که فقط سه سازمان به آن احتیاج دارند و آن هم فقط دو سال، این به درد نمی خورد! در جستجوی مهارت هایی باش که اکثریت سازمان ها کمابیش همواره به آن محتاجند.

اگر دقت کنید دو مورد از این چهار تست شخصی هستند یعنی اینکه ما بهترین رشته، بهترین شغل و بهترین حوزه کاری نداریم. بلکه ممکن است مکانیک شدن برای من بهترین انتخاب باشد و آرایشگر شدن برای شما. اگر درست انتخاب کنید هم از زندگی لذت می برم هم کسب ثروت می کنید، هم احساس هویت می‌کنید و هم آزاد هستید (به خاطر اینکه افق‌های متعدد و گزینه‌های مختلف پیش روی شما همواره باز است).

سوال: ممکن است کسی بگوید نمی توانم جواب سوالات 1 و 2 را بدهم. جواب: این نشان می دهد که خودتان را به اندازه کافی نمی شناسی و البته اصلا جای نگرانی نیست. بهتر است در طول 3 الی 4 سال، چند حوزه کاری، چند مسوولیت شغلی، چند دانش تخصصی را مزمزه کنی. آنگاه خودت را بیشتر خواهی شناخت. تا آن زمان گزینه هایی را انتخاب کن که افق های پیش رویت را باز می گذارند.

تحلیل پایانی: خداوند هر کدام از ما را یکتا و ویژه آفریده است. تکرار می کنم، هیچ دو نفری در این دنیا شبیه به هم نیستند حتی پیامبران. بنابراین هر کسی باید مسیر ویژه خودش را طی کند. در این مسیر باید جرات کرد و متفاوت بود. حیف است کسی که به موسیقی عشق می ورزد آن را به خاطر جراح شدن کنار بگذارد (اگر نمی تواند هر دو را همزمان به پیش ببرد) چه اینکه شاید اگر موسیقی را ادامه می داد می توانست بیشتر از یک جراح، به دیگران زندگی ببخشد. این دنیا طراحی شده است برای آن که ما چون یک مسافر حرکت کنیم و در طول این سفر دیگرگون شویم و هر کدام از ما به گونه ای ویژه، خداوند – زیبایی، دانایی و نیکویی- را تجربه کنیم.  

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

چهارشنبه 9 فروردین 1396

چرا تصمیمات سال نو، معمولا" عملی نمی شوند؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: سبک زندگی، موفقیت، 

http://www.shabakeh-mag.com/sites/default/files/styles/content/public/images/main/1395/02/1463221038.jpg?itok=sYkTcUeB
چرا تصمیمات سال نو، معمولا" عملی نمی شوند؟

کمتر از 10 درصد از تصمیماتی که افراد برای سال جدید میگیرن، عملی میشن. راهکارهای علمی رفع این مشکل رو در دو مقوله بررسی می کنیم؛ یکی بحث عادات و دیگه بحث "داستان شخصی"

مردم فکر میکنن که تغییر عادات کار خیلی سختیه ولی اگر از طریق علمی پیش بریم، واقعا" این طور نیست. ما در زندگی روزمره صدها عادت داریم که حتی خیلیاشون رو یادمون نمیاد کِی ایجاد شدند. عادات، پاسخ‌های رفتاری شرطی‌شده‌ ما هستند که برای ایجاد یا تغییرشون، در هر صورت باید عادات جدیدی ایجاد کنیم. و این کار سه اصل داره:

باید از گام‌های کوچیک شروع کنیم.
 این که "از این به بعد بیشتر ورزش می کنم" یا "سالم‌تر غذا می خورم" زیادی بزرگه. به جاش می تونیم بگیم از این به بعد به جای آسانسور از پله استفاده می کنم یا توی آبمیوه‌م کلم هم اضافه می کنم.

عادات جدید رو به عادات موجود اضافه کنیم.
مثلا" الان هم هفته‌ای چند بار ورزش میرفتی، از این به بعد تصمیم میگیری 10 دقیقه "بیشتر" ورزش کنی یا هر روز صبح اولین کار به آشپزخونه می رفتی، حالا تصمیم می گیری آماده کردن آب سبزیجات رو هم بهش "اضافه" کنی.

برای شروع و حداقل هفته‌ اول، تا جایی که ممکنه گام‌های اولیه رو ساده در نظر بگیریم.
برای این که یک پاسخ شرطی (عادت) ایجاد بشه، نیاز به حداقل 3 تا 7 روز تکرار داره. در آغاز فقط مهم اینه که این مرحله حتما" انجام بشه. برای یادآوری می تونیم از کاغذهای چسبون و یادداشت نویسی برای خودمون استفاده کنیم.

اما بخش "داستان شخصی" برای ایجاد تغییرات بزرگ و بلندمدت شاید مهم‌تر باشه.
داستان شخصی تعریفی هست که از این که من چه آدمی هستم و چه چیزهایی برام مهمه، در ذهن داریم. ما بیشتر تصمیماتمون رو به طور ناخودآگاه، طوری می گیریم که با اون داستان شخصی که در پس ِ ذهنمون هست منطبق باشه. برای ویرایش این داستان، دو گام رو باید انجام بدیم:

١. داستان موجود رو به طور واقع‌بینانه بنویسیم و به طور خاص توجه کنیم که کدوم قسمتاش با اهدافی که برای سال جدید می خوایم مشخص کنیم تضاد دارن. مثلا" صادقانه بنویسیم که در شرایط پرتنش در خونه و محل کار، زیادی مضطرب می شم.

٢. داستان مطلوبمون رو بنویسیم. داستان وقتی رو بنویسیم که برای زندگی و سلامتی و زمانمون ارزش قائلیم.

این مراحل اونقدر ساده هستند که بعید به نظرمون میاد که واقعا" چنان تأثیر عمیق و مؤثری داشته باشند، ولی تحقیقات نشون دادن که حتی فقط یک بار انجام این مراحل "ویرایش داستان شخصی" میتونه تمام تغییرات مورد نظرمون رو به همراه داشته باشه.

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

شنبه 5 فروردین 1396

مزیت بستن درها

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، سبک زندگی، مطالب خواندنی، 

http://hoonamnik.com/wp-content/uploads/2016/12/KeepDoorsOpen.jpg
مزیت بستن درها
مردی را می شناسم که با سه زن قرار ملاقات میگذارد. او عاشق هر سه نفرشان است و می تواند تصور کند که با هر یک از آن ها تشکیل خانواده بدهد. با این حال او جرات انتخاب بین هیچ کدام از آن ها را ندارد. صرفا به این خاطر که انتخاب یکی به معنای کنار گذاشتن دو تای دیگر برای همیشه است.
دانشجویی بین ادامه دادن رشته کامپیوتر یا ادبیات مردد است او هر دوی آن ها را دوست دارد به همین خاطر در کلاس های هر دو شرکت می کند و وقتش را بین هر دو تقسیم می کند.او احساس می کند اینطوری  هر دو گزینه را خواهد داشت و اینطور برایش بهتر است.
مادری فرزندش را به کلاس شنا، پیانو، نقاشی و زبان می فرستند. حتی خود مادر هم می داند که امکان ندارد فرزندش در همه موفق شود اما فکر می کند شاید روزی به کارش آمد.
همه ما سعی میکنیم تا جایی که ممکن است تمام گزینه ها را باز باقی بگذاریم. اما متاسفانه معمولا هیچ کدام را به نتیجه نمی رسانیم و مقدار زیادی وقت و انرژی هدر می دهیم. به همین خاطر است که امروزه با این همه گزینه های زیادی که داریم معمولا از قدیمی ها عقب تر هستیم.

روانشناسان رفتار شناسی اقتصادی Dan Ariely  و  Jiwoong Shin با اختراع بازی کامپیوتری که این شرایط را تقیلد می کند این رفتار غیر منطقی  انسان ها را مطالعه کردند1. بازی به این صورت است که در ابتدای بازی با سه در مواجه می شوید. که با کلیک کردن در را باز و وارد اتاقی می شوید. در اتاق می توانید با کلیک کردن داخل اتاق امتیاز بدست بیاورید یا با کلیک کردن روی درِ داخل اتاق به اتاق دیگری بروید. باید حواستان باشد که تعداد محدودی می توانید کلیک کنید(زمان و انرژی محدود در زندگی). و اگر درِ اتاقی را باز کرده باشید و به آن نروید به تدریج درش بسته می شود(از دست دادن یک گزینه به تدریج با بی توجهی). در مجموع سه اتاق بیشتر وجود ندارد و بازی طوری طراحی شده که یکی از اتاق ها به طور متوسط امتیاز بیشتری نصیب شما می کند.
بهترین استراتژی (از لحاظ ریاضی) این است که پس از بررسی چند گزینه محدود، در اتاقی بمانیم و مابقی کلیک ها را مصرف کنیم که به طور متوسط بیشترین امتیاز را می دهد. اما رفتار کاربران متفاوت بود: آن ها سراسیمه تا جایی که می توانستند درهای بیشتری را باز می کردند و زمانی که دری در حال بسته شدن بودن سعی می کردند با صرف یک کلیک آن را باز نگه دارند. این رفتار حتی زمانی که جریمه باز نگه داشتن یک در بیش از یک کلیک شد، تغییری نکرد. وقتی از آن ها پرسیده شد که چرا اینکار را می کنند آن ها پاسخ می دادند:" ممکن است در آینده به دردم بخورد" در صورتی که آن ها هرگز به آن آینده نمی رسیدند و قبل از آن که بتوانند از آن اتاق آن طور که باید استفاده کنند کلیک هایشان تمام می شد. روانشناسان اما نتیجه گرفتند دلیل اصلی باز نگه داشتنِ در این است که افراد نمی خواهند سختی و دردِ بسته شدن یک در را تحمل کنند.
ما همواره می خواهیم در آنِ واحد کارهای زیادی را بکنیم، از هیچ امکانی نمی گذریم و می خواهیم همه گزینه ها را با هم داشته باشیم. این امر به سادگی می تواند موفقیت ما را نابود کند. باید یاد بگیریم درها را ببندیم حتی اگر اینکار برایمان سخت باشد. کارهایی که در زندگی نباید بکنی را بنویس. به بیان دیگر تصمیم های حساب شده ای بگیر تا برخی چیز ها را کلا نادیده بگیری. یک بار خوب فکر کن و تصمیمت را بگیر که سراغ چه چیزهایی، حتی اگر فرصتش بود، نروی. بیشتر درها ارزش وارد شدن ندارند، حتی اگر به نظر برسد چرخاندن دسته در بسیار ساده است.

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRVfuAoT9BD1ygMlm_gxWJB1Jft_9wYKmIwwRJx8WNp2pgHrKTt
‍ شش لباس دور ریختنی که باید آن را در سال جدید به آتش کشید!

سال نو، فرصتی است برای پوشیدن لباس های نو و کنار گذاشتن کهنه ها
لباس ها، فقط کت و شلوار و پیراهن نیستند. لباس ها، عادت های ما هستند. می شود عادت های قدیمی و ذهنیت های کهنه را کنار گذاشت و رفتارهای جدید را تجربه کرد.
بنابراین به سراغ کمد ذهنیت ها و عادت هایتان بروید. دربش را باز کنید. کمی از آن فاصله بگیرید و از دور به آن ها خودتان نگاه کنید. شاید این لباس ها، باید دور انداخته شوند:

»» لباس انتظار برای شانس
اگر فکر می کنیم که آدم های موفق در اثر شانس به موفقیت رسیده اند سخت در اشتباهیم. کافیست زندگی هر کدام از کارآفرینان را بخوانیم موفقیت از عرق کردن و تلاش کردن و شکست خوردن به دست آمده. شانس، فرصت هایی است که یک ذهن آماده و کارکرده روی هوا می زند و نه صرفا یک انسان منتظر و خواب آلوده. خلاصه آنکه شما باید بروید در خانه شانس در بزنید و نه برعکس.

»» لباس کمال‌گرایی افراطی
کمال‌گرایی افراطی یعنی من باید در یک موضوع/زمینه/حوزه، به 100% برسم اگر نرسم باید آن را کنار بگذارم. لباس جدید می تواند این باشد: فقط یک پله بیشتر با گام های استوار.

»» لباس اهداف حقیر و مبتذل
این عادت فکری باعث می شود که هدف گذاری های کوچک یا مبتذل انجام دهیم. مثلا اگر در سبد اهدافمان فقط خانه و مدرک و شهرت است، یک جای کار ایراد دارد، انسان بودنِ انسان به داشتن اهداف فرافردی و فراخانوادگی است. به جایش عادت اهداف فراگیر را جایگزین کنید. بزرگ باشید و جهانی بیاندیشید. در جهان امروز که شبکه های اجتماعی در دسترس ماست برای آن که در سطح جهانی عمل کنیم، همه چیز آماده است.

»» لباس دروغ
دروغ روح آدمی را متلاشی می کند، لابد می پرسید چگونه؟ دروغ باعث می شود بین گفتار و باور شکاف بوجود بیاید. تکرار آن باعث می شود که این شکاف به سایر ارکان وجود آدمی نیز سرایت کند اما جمله شکاف بین گفتار و عمل (که می شود خیانت و عدم انجام تعهدات) و شکاف بین باور و گفتار (که می شود دو رویی) و شکاف بین ... دروغ سرآغاز متلاشی شدن روح است. لباس صداقت را بر جان خود بپوشانیم.

»» لباس تکرار دیگران و تقلید
پوشیدن این لباس باعث می شود که هر چه بیشتر شبیه به دیگران شویم. خودمان نباشیم بلکه دیگران را زندگی کنیم. باید جسور بود. لباس تقلید را درید و خودمان برای خودمان تصمیم گیری کنیم. خداوند هر کدام از ما را به صورت یکتا و تکرار نشدنی خلق کرده است.

»» لباس ترس از شکست
شکست ناشی از زمین خوردن نیست. وقتی شکست می‌خوریم که هیچ‌وقت بلند نشویم. ریسک نکردن بزرگ‌ترین ریسکی است که می‌توانیم انجام دهیم. بنابراین در سال جدید، چند تجربه جسورانه برای خودمان تعریف کنیم. حتی اگر در آن ها موفق نشدیم، موفق شده ایم که ترس از شکست را در خودمان بکشیم.

»» و عینک نقطه ضعف
علاوه بر آن شش لباس، در کمد لباس تان ممکن است عینک نقطه ضعف هم باشد آن را بیابید و بشکنید و دور بریزید. همه‌ ما نقاط ضعفی داریم. اما توجه به نقاط ضعف باعث می شود که نقاط قوت خود را نبینیم. سال جدید را بگذارید سال تمرکز بر نقاط قوت. بپرسید با توجه به نقاط قوتم چه کاری می توانم انجام دهم؟

✅فراموش نکنیم، این جان آدمی است که باید نو شود و نو بماند و گرنه تحویل سال جز گردش ایام و چرخش زمین نیست. از همین روست که گفته اند: نوروز بمانید که نورزو شمایید! از روی این جمله آخر رد نشوید. 30 ثانیه تامل کنید. نوروز هدیه خداوند به ماست و نوشدن و نو ماندن هدیه ما به اوست.
کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir




ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

پنجشنبه 26 اسفند 1395

هوش پول‌ساز چیست

نویسنده: پسر پارسی   

http://55online.ir/uploads/news/JjA1bQIO55LVTwnd2ToSZc9_pQ_Ses5hWuFKrHbb9Vf4X.0,,17171702_303,00.jpg.secure
هوش پول‌ساز چیست

 هوش پول‌ساز مجموعه‌ای از مهارت‌هاست که به به‌دست آوردن پول بیشتر منجر می‌شود. بخشی از این هوش، ذاتی و بخش مهمی از آن اکتسابی است. بخش‌های ذاتی این هوش چندان قابل تغییر نیست مانند «قدرت حافظه»، اما بخش‌های اکتسابی آن می‌تواند به عنوان مهارت فراگرفته شود.

 مولفه‌های اکتسابی هوش پول‌ساز عبارتند از:

- خیال‌پردازی : 
 افرادی که خیال‌پردازی بیشتری دارند احتمال بیشتری وجود دارد بتوانند یک کار و ایده جدید خلق کنند. بسیاری از ایرانی‌ها قدرت خیال‌پردازی خوبی دارند؛ اما تنها افراد معدودی به آن اهمیت می‌دهند و بیشتر بی‌تفاوت از کنار آن می‌گذرند. حتی بسیاری از افراد آن را چیز بدی می‌دانند! تفاوت افراد موفق در این است که به خیال‌پردازی‌هایشان جامه عمل می‌پوشانند. .

- خلاقیت
یکی از مهم‌ترین مولفه‌های هوش پول‌ساز خلاقیت است. روزگاری برای کسب درآمد بالا چندان به خلاقیت نیاز نبود اما امروزه با افزایش جمعیت و رقابت در زمینه‌های مختلف شغلی و اجتماعی، نیاز به این ویژگی بیشتر احساس می‌شود.  بیشتر افرادی که در موقعیت شغلی با حقوق ثابت قرار می‌گیرند، خلاقیت خودشان را از دست می‌دهند و تنها زمانی انسان وادار به استفاده از قابلیت‌های عالی ذهنش می‌شود که در شرایط سخت قرار بگیرد. .

- علاقه
اگر به کاری اشتغال دارید که علاقه‌ای به انجام آن ندارید، هم‌اکنون از آن کار دست بکشید!. وقتی از کاری که به آن علاقه ندارید، دست می‌کشید، تمام انرژیتان صرف یافتن راهی برای یافتن شغل مورد علاقه‌تان می‌شود و جالب اینجاست که تمام ذهنتان درگیر این می‌شود که چه کاری برایتان مناسب‌تر است. شغل ابزاری است برای رشد کردن انسان، نه فقط یک امنیت مالی سطح پایین برای اسارت انسان.

- جسارت
این ویژگی افرادی است که ترس‌هایشان را شناخته و بر آن غلبه کرده‌اند. ترس‌ها بزرگ‌ترین موانع رهایی و پیشرفت انسان هستند. انسان‌های بزرگ با ترس‌هایشان مواجه می‌شوند و انسان‌های ضعیف از آن فرار می‌کنند.

- تمرکز
حال که هدفتان را مشخص کرده‌اید کافی است بر آن متمرکز شوید. مانند ذره‌بینی عمل کنید که اشعه خورشید را بر نقطه‌ای جمع و قدرت و حرارت آن را چندین برابر می‌کند. به عوامل مزاحم اجازه ندهید به ذهنتان وارد شوند. تمام ابزار لازم برای رسیدن به هدفتان را جمع‌آوری کنید و تا رسیدن به هدف دست از تلاش برندارید. از تجربه‌هایتان پله‌هایی برای بالارفتن بسازید و هرگز از شکست خوردن نترسید.
کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

سه شنبه 24 اسفند 1395

داستان راننده تاکسی در سنگاپور

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: بزینس اینترنتی، 

http://digiato.com/wp-content/uploads/2016/10/nuTonomy-one-w600.jpg
داستان راننده تاکسی در سنگاپور

شش سال پیش به یه راننده تاکسی در سنگاپور، یه بیزینس کارت دادم تا طبق آدرس ، منو به جای خاصی برسونه.
راننده در آخرین نقطه، دور یه ساختمان پیچید. تاکسی متر یازده دلار نشون می داد اما او فقط  ده دلار گرفت. 
بهش گفتم هنری! تاکسی مترِ تو یازده تا نشون می ده  چرا ده  تا حساب کردی؟
او پاسخ داد: "آقا، من یه راننده تاکسی هستم، در واقع باید شما رو مستقیم به مقصد می رسوندم. از آنجا که محل دقیق رو بلد نبودم، مجبور شدم دور ساختمان بگردم. اگه مستقیم آورده بودمت، می شد ده دلار."
سپس ادامه داد: "سنگاپور یه مقصد جهانی جهانگردیه و آدمای زیادی برای سفر های سه چهار روزه میان اینجا. بعد از رد شدن از بخش گمرک و مهاجرت، اولین تجربه معمولا راننده تاکسیه، و اگه این تجربه خوب نباشه، سه چهار روز باقیمانده هم دلچسب و شیرین نخواهد بود."

او گفت: "جناب، من راننده تاکسی نیستم، من سفیر ملت سنگاپور هستم، یک سفیربدون پاسپورت دیپلماتیک !"

به نظرم، او احتمالا تا بیش از کلاس هشتم درس نخونده بود،اما در نظر من او یه آدم حرفه ای بود و رفتارش سرافرازی و غرور در عملکرد و شخصیت رو منعکس کرد.

اون روز فهمیدم یه آدم برای اینکه حرفه ای باشه، به بیش از صلاحیت ها و مدارک حرفه ای نیاز داره.
در یک جمله، این حرفه ای بودن همراه با رفتار و ارزش های انسانیه که تفاوت ها رو مشخص می کنه!
دانش، مهارت، پول، تحصیلات، همه بعد از اون میاد. اول از همه، ملاک، ارزش های انسانی، صداقت، و درستیه.

حرفه ای گری به کاری نیست که داری انجام میدی، بلکه به اینه که اون کار رو چگونه انجام میدی.
کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

جمعه 20 اسفند 1395

‍ پولدارهای ایران چه شغل‌هایی دارند؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: سبک زندگی، 

http://www.funyfaz.ir/wp-content/uploads/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-2.jpg
‍ پولدارهای ایران چه شغل‌هایی دارند؟


جراحان پلاستیک در صدر:
دکتر فوق تخصص جراحی پلاستیک و دکتر متخصص قلب در سال هشت میلیارد تومان درآمد دارند. البته ارقامی که در این گزارش به آنها اشاره می شود متوسط درآمد سالیانه در سال 93 است.

فوتبالیست ها هم از قلم نمی افتند:
حدس شما کاملا درست است. حتی مطمئنیم که خیلی ها در ذهن شان رتبه یک را به این شغل اختصاص می دادند اما خب واقعیت این است که فوتبالیست و مربی (البته از نوع درجه یک آن) در رتبه بعدی قرار دارند و جایگاه دومین شغل پردرآمد در ایران را به دست آورده اند.

رقابت تنگاتنگ سه شغل:
 رتبه سوم و چهارم و پنجم در این جدول به سه شغل متفاوت از هم و جالب تعلق می گیرد. شغل هایی که هیچ قرابتی با یکدیگر ندارند. متوسط درآمد یک دندانپزشک که فوق تخصص دارد با یک طراح لباس عروس و یک مدرس کنکور زیست شناسی به یک اندازه است. متوسط سالیانه آنها یک میلیارد و دویست میلیون تومان است و آنها جزو پردرآمدترین افراد در ایران هستند.

چه کسی گفته در هنر پول نیست؟
 رتبه بعدی هم به هنر تعلق می گیرد. البته بهتر است از فضای میلیاردی خارج شوید. درآمد یک بازیگر درجه یک در سال، هشتصد میلیون تومان تخمین زده شده است.

تعمیرکارها را فراموش نکنید:
رتبه های هشتم و نهم و دهم هم جالب اند. البته یکی از آنها ممکن است خیلی بیشتر شما را متعجب کند. تعمیرکاران خودرو با درآمد سالیانه 600 میلیون تومان جزو 10 شغل پردرآمد در ایران هستند. تعمیرکاران که در ذهن بیشتر ما افرادی زحمتکش با دست ها و لباس های روغنی بوده اند حالا یکباره تغییر شکل می دهند. آنها ماهیانه پنجاه میلیون درآمد دارند و با مدرسان کنکور ارشد و مهندسان و دکترهای کارخانه های صنعتی در یک رده قرار می گیرند.
*خلاصه ای از یك پایان نامه دكترا

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

چهارشنبه 18 اسفند 1395

چگونه در یک همایش سخنرانی کنیم ؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، مطالب خواندنی، 

http://www.mazyarmir.com/wp-content/uploads/2016/09/n00001369-s.jpg
چگونه در یک همایش سخنرانی کنیم ؟

یکی از دغدغه های سخنوران در همایش، اجرای سخنرانی خوب و کارآمد در همایش برای حضار می باشد. فراهم نمودن مقاله و متن سخنرانی عالی بدون ارائه سخنرانی خوب از ارزش محتوا و مطالب خواهد کاست فلذا در ذهن داشتن برخی موارد در طی سخنرانی الزامی می باشد.در اینجا برخی نکات که در نحوه سخنرانی می بایست در نظر داشته باشید را بیان می نماییم.
سخنرانی خوب
هنر سخنرانی شما و در واقع در یک سخنرانی خوب می بایست 51% از سخنرانی شما دربردارنده مطالب نشاط آور باشد و 49% مابقیه صرف بیان محتوای سنگین باشد. منظور از مطالب نشاط آور جوک و یا لطیفه نمی باشد بلکه بیان متن سخنرانی در قالب ادای کلمات پرشور باشد که سخنرانی شما را به یک فعالیت لذت بخش تبدیل نماید.
متن سخنرانی
این نکته را به یاد داشته باشید که صندلی در محدود زمانی مشخص به منظور سخنرانی در همایش به شما اختصاص داده می شود فلذا حداکثر تلاش خود را در نحوه نوشتن متن سخنرانی و القای مطالب مورد نظر خود به حضار نمایید. به نحوه نوشتن متن سخنرانی توجه داشته باشید.

به منظور درک بهتر مطالب، اسلایدهایی را در جلسه سخنرانی خود فراهم نمایید. توجه داشته باشید که از فونت بزرگ و مناسب استفاده نمایید تا حضار دید کافی بر متن سخنرانی شما داشته باشند و از درج مطالب بسیار در اسلایدهای خود بپرهیزید. زیرا موجب می شود که ذهن حضار تنها متوجه مطالب اسلاید شود و از شنیدن گفته های شما غافل شوند.

نحوه شروع سخنرانی در همایش
در نحوه شروع سخنرانی خود دقت داشته باشید و سخنرانی خود به مانند تبلیغات نگاه نمایید. هدف شما جذب مخاطب برای خواندن متن سخنرانی شما می باشد پس بنابراین وظیفه شما ایجاد انگیزش در کاربر با بیان روشن موضوع مسئله می باشد. اگر متن سخنرانی شما دربردارنده آزمایشاتی می باشد می توانید از گراف ها و نمودارهایی بدین منظور استفاده نمایید.

مثال ها و موارد ساده ای را برای حضار بیان نمایید و فرصت کافی را برای آنها به منظور هضم مطالب فراهم نمایید و حتی در صورت نیاز امکان دانلود مطالب و یا صدای سنخرانی را در بستر وب سایتی فراهم نماید. پیشنهاد می شود که پیش از شروع سخنرانی، تمرینی را در جهت نحوه اجرای سخنرانی در همایش داشته باشید. در نظر داشتن این موضوع در صورتی که پیش از این سخنرانی های قابل توجهی نداشته اید ضروری می باشد. متن سخنرانی خود را با سرعتی آهسته و تند صدایی که برای حضار شنوا باشد و به دور از یکنواختی، بخوانید.

 کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/94-05/26/farhangnews_140467-402677-1439800306.jpg


حتما تا حالا این جمله را زیاد شنیده اید: خارج از چارچوب فکر کنید! معنی این جمله این است که پیش فرض ها و پیش دانسته ها را کنار بگذارید و مرزها را بشکنید .اما ظاهرا حتی از نظر فیزیکی هم این جمله معنا دارد.

به نوشته آکادمی تفکر، پژوهشگران دانشگاه میشیگان از دانش آموزان خواستند تا چند مسئله را حل كنند درحالی كه یكبار داخل یك اتاقك مقوایی با ابعاد محدود نشستند و بار دیگر خارج از آن. البته در زمانی كه دانش آموزان داخل اتاقك مقوایی بودند احساس تنگی نمی كردند. نتیجه این بود كه وقتی دانش آموزان در خارج از چارچوب (اتاقك مقوایی) بودند بهتر توانستند مسایل را حل كنند.

در آزمایش دوم، دانش آموزان را در حالیكه یكبار آزادانه و باردیگر در یك مسیر مشخص و تعیین شده راه می رفتند، اقدام به حل مسئله كردند. نتیجه این بود كه در حالت راه رفتن آزادانه، دانش آموزان دارای تفكر واگرای بیشتری بودند. تفكر واگرا، شرط لازم برای تفكر خلاق است.
بنا به عقیده پژوهشگران، چنانچه محیط های آموزشی و كاری دارای چاردیواری های كمتری بوده و از سالن ها و فضاهای بازتری استفاده شود، توان خلاقیت دانش آموزان و كارمندان افزایش می یابد.

نتیجه گیری و پیشنهاد

اگر کمی به دستاوردهای فکری خود فکر کنیم، به تجربه نیز درخواهیم یافت که فضای فیزیکی کاملا بر نحوه تفکر ما موثر است. شاید به همین خاطر باشد که بسیاری از ثروتمندان و مدیران بخشی از گفتگوهای خود را در فضاهایی باز مانند زمین گلف انجام می دهند و جالب اینجاست که ایده برخی از کسب وکارهای موفق در زمین گلف استارت خورده است.

در همین راستا پیشنهاد می شود این چهار راهکار را تجربه کنید: دو تایش برای زندگی شخصی و دو تایش برای محیط کاری تان:

زندگی شخصی:
1- هر از چند گاهی تا مکان های مرتفع پیاده روی کنید و در حین پیاده روی فکر کنید و مدتی از آن جا به پایین و دور دست بنگرید و در راه بازگشت دوباره فکر کنید و اگر به ایده ای رسیدید صدای خود را ضبط کنید.
2- اتاق نشیمن و خواب خود را برانداز کنید شاید ما پول نداشته باشیم که یک اتاق بزرگ و زیبا و با پنجره هایی بزرگ رو به دریا داشته باشیم اما می توانیم از چراغ های نورانی تر، رنگ های شادتر و خلاقانه تر و تصاویر الهام بخش تراستفاده کنیم.

محیط کاری: 
1- هر چند وقت یک بار مکان جلسات خود را تغییر دهید. آن را در بیرون سازمان برگزار کنید. حتما مکانی را انتخاب کنید که سقف بلندی داشته باشد و پنجره های بزرگ رو به بیرون با یک افق دید بسیار مناسب و جایی برای راه رفتن، قدم زدن و گفتگوهای غیر رسمی. گاهی اوقات با تغییر مکان، فضای فکری عوض می شود.
2- سه فاکتور اتاق جلسات خود را مجدد بررسی کنید: آیا اتاق شما به اندازه کافی نور دارد؟ آیا رنگ اتاق شما مهیج و خلاق است یا مرده و بی روح؟ آیا تصاویری که در اتاق جلسات هست به اندازه کافی جذاب، انرژی بخش و الهام بخش است؟  ما ممکن است برای ویدئو پرژکتور، صندلی و میز اتاق جلسات میلیون ها خرج کنیم بد نیست اندکی از هزینه را به سرمایه گذاری در تغییر فضای فیزیکی تخصیص دهیم.
 کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

http://www.beytoote.com/images/stories/psychology/ra4-5856.jpg
پیشنهادهای بی شرمانه و نامطلوب و مهارت استراتژیک نه گفتن

چه شما یک سرمایه گذار باشید چه مسوول خرید مایحتاج خانه. چه رییس جمهور باشید چه رییس مدرسه. مهارت استراتژیکی وجود دارد به نام "نه گفتن" که باید حتما آن را بیابید. تمرکز استراتژیک فقط حاصل انتخاب نیست بلکه حاصل کنار گذاشتن گزینه های نامناسب ولو جذاب نیز هست.
بارها شده است که به ما پیشنهادهایی شده است که آن پیشنهادها را دوست نداشته ایم و حتی بی شرمانه می دانسته ایم اما به ناچار بله گفته ایم.
همکارتان که با وی رو دربایستی دارید پیش شما می آید و شما را به یک میهمانی شبانه دعوت می کند شما نه محیط آن میهمانی را می پسندید و نه از رخدادهایی که در آن میهمانی مانند مصرف مواد مخدر دل خوشی دارید.
درخواست یک دوست برای تقلب رساندن در یک امتحان حساس
درخواست برای سرمایه گذاری صوری در یک حوزه غیرسود ده
پیشنهاد مصرانه برای پذیرش یک مسوولیت جدید که اصلا در آن تخصصی ندارید.
پیشنهاد همکاری در یک معامله کثیف از طرف یک دوست قدیمی

نتیجه گیری:
برای رهایی از پیشنهادهای بی شرمانه و نامطلوب 5 تکنیک ساده معرفی می شود:

1- تمرکز بر کاری دیگر: پیشنهاد خوبیه اما الان زمان خوبی نیست چرا که من متمرکز بر کار دیگری هستم. چطور است که ما در زمان  X در این مورد صحبت کنیم.
خیلی پیش می آید که شما در میان انجام کاری هستید که ناگهان درخواستی از شما می¬شود. اول، به او این اجازه را بدهید که دریابد “الان زمان خوبی نیست” چرا که شما در حال انجام چیزی هستید. دوم، با پیشنهاد زمانی دیگر به او بفهمانید که شما مشتاق به کمک هستید. از این طریق، او احساس بدی نخواهد کرد. با این کار، شما مستقیما نه نگفته اید و احتمالا تا زمان X، مشکل طرف هم حل شده است.

2- خرید زمان: اجازه بده ابتدا درباره آن فکر کنم، تا فردا [یا یک زمان مشخص دیگر] خبرت می کنم.
یکی از موانع نه گفتن به دیگران خجالت از نه گفتن رو در رو است. اگر می خواهید به دیگران نه بگویید این یک روش عالی است. فردا می توانید تلفنی، اس ام اسی و یا ایمیلی ضمن توضیح موقعیت خود به او نه بگویید. این جوری خجالت کمتری می کشید. این راه خیلی کاربردی و هوشمندانه است.

3- گزینه ذهنی: ممنون از پیشنهادت، این رو به عنوان یک گزینه در ذهنم نگه خواهم داشت.
در این حالت شما نه %100 رد می کنید و نه %100 تایید. این رو به عنوان یک گزینه حفظ می کنید تا بعدا اگر نظرتان تغییر کرد آن پیشنهاد/درخواست را رد یا تایید کنید. در ضمن به طرف مقابل هم هیچ قولی نداده اید و هیچ انتظاری ایجاد نکرده اید در عین اینکه سرخورده هم نمی شود.

4- فرد جایگزین: من بهترین فرد برای کمک در این مورد نیستم. برای اینکه ... و چرا از فلانی در این مورد درخواست نمی¬کنی؟
یکی از بهترین روش ها برای نه گفتن معرفی یک راه حل دیگر به جز خودتان است. این توضیح کمک می‌کند که طرف مقابل بفهمد شما به دلایل حرفه ای و منطقی وارد این کار نمی شوید.
مثلاً کسی از شما درخواست مشورت کرده، شما هم وقت ندارید به جای اینکه فقط بگویید نه بگویید: من مشاور خوبی در این زمینه نیستم اما فلان سایت یک مطلب خیلی خوب در این مورد داره که حتما پیشنهاد می کنم بخونیش در ضمن این موسسه نیز خدمات مشاوره رو می ده و یه کتاب خوب هم ...

5- تاریخچه موضوع: قبلا هم فلانی و فلانی هم این پیشنهاد رو داده بودند یا این درخواست رو کرده بودند اما من ...
این هم یکی از روش های خوب است. شما به جای اینکه مستقیماً بگویید نه، تاریخچه موضوع را می¬گویید و مشخص می¬کنید که چرا با این پیشنهاد یا درخواست نه اکنون که از دیرباز مخالفید و چرا درخواست های قبلی شبیه به این را رد کرده اید. خود طرف به این جمع بندی می¬رسد که جواب شما نه است.
 
سخن پایانی
مهم ترین مانع ذهنی ما این است که فکر می کنیم نه گفتن به معنای بی ادبی است. اگر این مانع ذهنی را کنار بگذاریم و هوشمندانه از تکنیک های بالا استفاده کنیم آنگاه زمان و تمرکز بیشتری برای کارهای مهم ترمان خواهیم یافت.
 کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir




ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other


نویسندگان

نظرسنجی

    درصورتی که شرایط مهاجرت را داشته باشید ایا از ایران میروید؟




  • ابر برچسبها







آمار وبلاگ

  • کل بازدید : 0
  • بازدید امروز :1
  • بازدید دیروز : 8
  • بازدید این ماه : 1
  • بازدید ماه قبل : 6
  • نویسنده : پسر پارسی
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پکیج اموزش تصویری بورس از مبتدی تا پیشرفته بزرگترین فروشگاه شیرازیان