تبلیغات
parsiboy
 

بزرگترین فروشگاه شیرازیان

سه شنبه 21 شهریور 1396

سوپ سنگ

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: مطالب خواندنی، 


http://ecx.images-amazon.com/images/I/51uNmN1S3lL.jpg

فروشنده ‌ای به قصد فروش محصولاتش در حال گذر از روستایی كوچك بود.

او به شدت احساس گرسنگی می كرد و همین طور كه با ناامیدی به دنبال خوراكی می گشت، ناگهان سوسوی نوری كه از كلبه ای كوچك به بیرون می تابید را مشاهده كرد.

با خوشحالی در كلبه را زد، صاحبخانه كه كشاورزی ساده بود، در را گشود.

+فروشنده: دوست عزیز من بسیار گرسنه هستم، آیا می توانید كمی غذا به من بدهید؟
-كشاورز: برو دنبال كارت، این وقت شب ما هیچ غذایی نداریم كه به تو بدهیم.
+فروشنده:لطفا یك لحظه صبر كنید، آیا ممكن است كمی آب و یك ظرف به من بدهید؟
-كشاورز: آب را برای چه می خواهی؟ +فروشنده:میخواهم برای خودم یک سوپ خوشمزه درست كنم، آن هم از سنگ.

زن كشاورز با كنجكاوی گفت: فكر نكنم اگر كمی آب به او بدهیم، اشكالی پیش بیاید، كشاورز نیز خواسته فروشنده را پذیرفت.

+فروشنده:خانم، از شما ممنونم، اشكالی دارد اگر ظرف آب را روی آتش بگذارم؟
-زن كشاورز:اوه، اگر لازم است، اشكالی ندارد و فروشنده را به آشپزخانه برد و ظرف را روی اجاق گذاشت.

+فروشنده:بسیار خوب، حالا یك تكه سنگ را در ظرف میگذارم و صبر می كنم تا خوب بپزد.

كشاورز و همسرش كه كنجكاو شده بودند، نزد فروشنده ماندند تا از كار او سر در بیاورند.

بعد از مدتی فروشنده در ظرف را برداشت و كمی از سوپ را چشید و گفت:اوه، بد نیست، اما به مقداری نمك احتیاج داریم.

-زن كشاورز:صبر كنید، الان نمك می آورم، آشپز نمك را درون ظرف ریخت.
 
+فروشنده:بگذارید تا دوباره مزه اش را امتحان كنم. باور نكردنی است!!!

زن كشاورز با بی قراری:باید خوشمزه باشد، نه؟
+فروشنده:بله، اما با یك پیاز می توانیم مزه اش را بهتر كنیم .
-كشاورز رو به همسرش:زود برو یك پیاز بیاور و گرنه مجبوریم، تمام شب او را تحمل كنیم.

آشپز پیاز را از زن گرفت و به سوپ افزود، فروشنده:به نظر می رسد كه همه چیز روبه راه است، اما اگر كمی هویج و سیب زمینی هم به آن اضافه كنیم عالی می شود.

-كشاورز با بی میلی:صبر كن، الان می آورم، آشپز هویج و سیب زمینی را به سوپ اضافه كرد و بعد از مدتی سوپ به جوش آمد.

-كشاورز:به نظر تو نباید دوباره از آن بچشی؟
+فروشنده: البته، اما شما هم باید در خوردن سوپ با من سهیم شوید، اجازه بدهید تا كمی ادویه و سبزی هم به آن اضافه كنیم.
-زن كشاورز:بله حتما این كار را بكنید.

 بوی غذا فضای كلبه را پر كرده بود. سوپ كه آماده شد.

+فروشنده گفت:بسیار خوب، لطفا تعدادی كاسه بیاورید تا از خوردن این سوپ خوشمزه در كنار هم لذت ببریم.

-زن كشاورز:با كمی نان سفره مان كامل میشود.
-كشاورز: اوه چه سوپ لذیذی!!!
-زن كشاورز: اوه! باور نكردنی است، شما چطور آن را درست كردید؟
+فروشنده: این غذا را مدیون سنگی هستیم كه به همراه داشتیم.
-زن كشاورز:ممكن است كمی از آن را به من نشان بدهید؟
+فروشنده: اوه، متاسفم دوست عزیز، من نمی توانم اسرار كارم را فاش كنم، بسیار متشكرم و شب خوش!!
برگرفته از کتاب سوپ سنگ
کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir





ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

سه شنبه 17 مرداد 1396

تصمیم گیری پیتزایی و دو تجویز راهبردی

نویسنده: پسر پارسی   


http://mrkaseb.ir/wp-content/uploads/2017/05/pizza-thinking-626x500.jpg

وارد یک رستوران بسیار شیک شده اید و گارسون رستوران به شما پیشنهاد جذابی به شما می دهد. می گوید با یک هزینه ثابت می توانید میان یک پیتزای 30 سانتیمتری یا دو پیتزای 20 سانتیمتری انتخاب کنید. کدام را ترجیح می دهید؟
به مثال دیگری توجه کنید. یا به شما عنوان مدیر پیشنهاد می شود که برای تهیه غذای روزانه پرسنل از بین پیمانکاران مختلف، یک پیمانکار را انتخاب کنید. اولی پیشنهاد غذای روزانه 6500 تومان را برای هر پرسنل دارد و دومی روزانه 5500. مواد غذایی و منوی هر دو پیمانکار هم یکی است. شما کدام را انتخاب می کنید؟

در تصمیم گیری خطایی وجود دارد به نام خطای خطی نگری! نشریه معتبر هاروارد می گوید خطای خطی نگری بدین مفهوم است که سعی می کنیم رابطه خطی ساده ای میان پارامترها ایجاد کرده و بر پایه همان تحلیل و تصمیم گیری کنیم. برای روشن شدن بیشتر این مفهوم به دو مثال بالا بازگردیم. حس و شهود ما می گوید در مثال رستوران بهتر است گزینه دو را انتخاب کنیم چرا که دو پیتزای 20 سانتی قطعا بزرگتر از یک پیتزای 30 سانتی است. اما شهود ما کاملا اشتباه کرده است! گزینه اول، یعنی یک پیتزای 30 سانتی بزرگتر است از دو پیتزای 20 سانتی است. چرا؟ چون اگر فرمول محاسبه مساحت دایره را به خاطر آوریم، شعاع دایره به توان دو می رسد. پس گزینه اول می شود حدود 706 سانتیمتر مربع و گزینه دوم می شود حدود 628 سانتیمتر مربع! یا در مثال تصمیم انتخاب پیمانکار غذا، شهود ما می گوید قطعا گزینه دو بهتر است. اما مسئله به این سادگی نیست. تحلیل های بیشتر نشان می دهد که هزینه حمل و نقل غذا با شماست. در ضمن پیمانکار دوم بدقول است و بعضی روزها غذا را بسیار دیر می آورد، در ضمن وی مالیات ارزش افزوده را نیز جداگانه با شما حساب می کند. آیا باز هم گزینه دو بهتر از گزینه یک خواهد بود!


نتیجه گیری:
زندگی ما پر از تصمیمات استراتژیک است که نیاز به شبیه سازی و بالا و پایین کردن پارامترها دارد. اما ذهن ما تمایل دارد برای راحتی خود رابطه ای خطی میان این پارامترها ایجاد کرده و به سرعت تصمیم بگیرد. ولی به خاطر بسپاریم که زندگی یک پیتزا نیست. انتخاب شغل، انتخاب همسر، انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب پروژه سرمایه گذاری و ... این ها اصلا قابل قیاس با پیتزا نیستند. پیتزا را می خوریم و تمام! اما انتخاب های استراتژیک ما اگر بد انتخاب شوند می تواند به خسارتی بسیار زیاد و بسیار طولانی مدت ختم شوند. چه می شود کرد؟ برای اینکه کمتر دچار این خطا شویم؟ این دو راهکار را استفاده کنید:

1-در دام تنگنای زمانی مصنوعی نیفتید. در مثال پیتزا شما باید در کمتر از 5 ثانیه تصمیم گیری کنید ولی اگر به گارسون می گفتید که به شما دو دقیقه وقت بدهد می توانستید از ماشین حساب تلفن همراه تان اندازه این دو پیتزا را حساب کنید. حالا ممکن است در مورد پیتزا خیلی مهم نباشد و شهودی تصمیم گیری کنید ولی در مورد تصمیمات مهم زندگی تان هیچگاه در دام تنگنای زمانی مصنوعی (یعنی همین حالا باید تصمیم بگیری) نیفتید.

2-تمام تصمیمات مهم زندگی تان را روی کاغذ بگیرید. روی کاغذ یعنی اینکه پارامترهای مختلف را شناسایی کنید، روی کاغذ بیاورید، محاسبه کنید، سبک سنگین کنید و گزینه ای را انتخاب کنید که در مجموع موقعیت مطلوب تری دارد. اگر نه در دام خطای خطی نگری می افتیم و ذهن ما با یک سری محاسبات سرانگشتی، تصمیم گیری پیتزایی خواهد کرد.
زندگی شخصی ما، اداره سازمان ها و کشورداری ما از تصمیم گیری پیتزایی رنج می برند. با کنار گذاشتن تصمیم گیری پیتزایی، زندگی بهتری برای خانواده، کارمندان، سهام داران و شهروندان خود رقم بزنیم.

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

http://s9.picofile.com/file/8296497276/1_0_19_1FD_765C_7E_460000_0_0_0.jpg

گروه موبی شبکه نشنال جوگرافیک فارسی را  چند سالی برروی ایر دادشت اما بعداز گذشت یک سال به دلیل نبود اسپانسر و حمایت نشدن قطع شد جای خالی این کانال در بین کانالهای فارسی زبان واقعا پیداست امروز شبکه جدیدی به این نام در ماهواره یوتلست برروی ایر رفته و هم اکنون در حالت پخش ازمایشی میباشد
اطلاعات بیشتر بزودی….

Eutelsat w3
freq:11342
symbol rate:27500
vertical

http://s8.picofile.com/file/8299858676/NATINALLADS.JPG

خرید پستی

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other


http://cdn2.tstatic.net/style/foto/bank/images/ed-sheeran_20170108_232953.jpg

دانلود اهنگ بسیار زیبای shape of you  با کیفیت عالی

DOWNLOAD Ed Sheeran – Shape Of You

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

صفحه آبی رنگ در هنگام نصب ویندوز یا خطای صفحه آبی مرگ (BSoD)

یکی از ناخوشایند ترین تجربه های کاربران ویندوز با کلیه نسخه های این سیستم عامل، خطای مشهور صفحه آبی مرگ (Blue Screen of Death) یا به اختصار BSoD است و مهم نیست که تا چه حد سیستم قدرتمندی داشته باشید؛ خطای مخوف صفحه آبی مرگ بخش جدایی ناپذیری از ویندوز است. در ادامه افزون بر بررسی عواملی که منجر به بروز BSoD می شوند، به شما خواهیم گفت که چگونه از دست این خطای طاقت فرسا رهایی یابید. با شهرسخت افزار همراه شوید.

 

کامپیوتر شما دچار مشکلی شده و می‎بایست راه اندازی مجدد شود، جزئیات خطای رخ داده جمع آوری گردیده و سپس راه اندازی مجدد می گردد

صفحه آبی مرگ یا Blue Screen of Death هنگامی رخ می دهد که سیستم عامل ویندوز چه در سطح نرم افرار و چه در سطح سخت افزار با خطا و یا مشکلی مواجه شود که قادر به مدیریت آن نباشد. بنابراین در مواقعی رخ می دهد که سیستم با بدترین مشکلات مواجه باشد. پس زمانی که با خطای BSoD مواجه می شویم، سیستم ما به مشکل و یا خطایی برخورده است که بدون راه اندازی مجدد، قادر به ادامه کار نیست.

ادامه مطلب

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

یکشنبه 7 خرداد 1396

مالزی اگر ایران بود چه می کرد؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: مطالب خواندنی، 

http://www.deltaban.ir/resources/attachment/LG_1437833155_522928f7d58efc37e1f36de7255ae19e.jpg
مالزی اگر ایران بود چه می کرد؟

گردشگری، درخت های پالم، کاکائو و معادن قلع؛ این ها تنها چیزهایی است که منابع در آمدی کشور مالزی را تشکیل می دهد.
مالزی هیچ چیز دیگری ندارد.
معادن قلع این کشور یک صدم معادن یکی از شهرهای ایران هم نمی شود و درخت های پالم و درخت های کاکائو در این کشور، آوازه جهانی و کیفیت زعفران و پسته ایران را ندارد.

مالزی نه تخت جمشید دارد و نه هزاران رشته صنایع دستی، نه فرش اش در تمام جهان شناخته شده است و نه از آب و هوای چهارفصل ایران برخوردار است.  

مالزی یک کشور چند ملیتی است که از تقابل فرهنگی ملیت های مختلف برای رشد گردشگری خود استفاده کرده؛

پل خواجو نداشته اما در دولت اصلاحات از ایران اجازه گرفته تا 33 درصد از پل خواجوی اصفهان را با همین نام بازسازی کند و این پل و 6 پل بازسازی شده از دیگر کشورها، کپی برداری زیرکانه ای است که سالانه گردشگران زیادی را به این کشور می کشاند.

زمانی "ماهاتیرمحمد" گفته بود اگر یکی از پل های تاریخی اصفهان را داشت، ایران را از درآمد نفت بی نیاز می کرد. دولت مالزی که هم اکنون ادامه دهنده سیاست های نخست وزیر محبوب خود در بخش گردشگری است، ثابت کرده که این گفته ماهاتیر محمد قابل اجرا است.

 85 درصد اقتصاد این کشور در دست چینی ها است. در بخش پزشکی بسیار ضعیف اند و اقتصادی غیرتولیدی و کاملاً وابسته دارند. اقتصادی با سیاست درهای باز؛ اما با گردشگری نفس می کشند و سالانه میلیون ها نفر گردشگر را به کشور خود می آورند.

تعداد توریستهای کشور مالزی در سال ۲۰۱۲ بالغ بر ۲۵ میلیون نفر بوده و درآمد ناشی از این تعداد توریست، بالغ بر ۶۰ میلیارد دلار اعلام شده است.

طبق آمار سازمان جهانی توریسم ملل متحد(UNWTO)  کشور مالزی رتبه ۱۰ صنعت توریسم جهان را به خود اختصاص داده است اما باید قبول کردمالزی چیزی جز زرق و برقی بی اصالت نیست.
هرچند تقابل فرهنگی و ملیت های مختلف در این کشور شما را با پازلی جذاب روبرو می کند اما کجا معماری مالزی، اصالت و ویژگی های معماری ایران را دارد؟

این در حالی است که تفاوت آمار گردشگران در ایران و مالزی، تفاوتی نجومی است.

سیاست ها و برنامه ریزی های متفاوت اقتصادی و گردشگری در این دو کشور، تنها چیزی است که درآمدهای اقتصادی مالزی از بخش گردشگری را به این جا رسانده است.

مالزی با 41 آژانس دهها برابر ایران توریست دارد، در حالی که در ایران بیش از 3000 دفتر خدمات مسافرتی دایر است که به دلیل سیاست های کلان دولت و تخصصی نبودن امور در این دفاتر، عملاً راه به جایی نبرده و اقتصاد گردشگری را تکانی نداده اند.

مالزی در طول هشت سال گذشته، در مسیر کامل توسعه یافتگی قرار گرفته و تفاوت های شاخصی با مالزی دهه قبل به دست آورده است.
اگرچه هنوز هم در صنعت، تولید و پزشکی، وابستگی و کمبودهای زیادی دارد اما در بخش گردشگری، نمونه بی بدیلی است.
مالزی نان تفکرش را می خورد و همین تفکر و درآمدزایی، مردم این کشور را در سطح قابل قبولی از رفاه اجتماعی قرار داده است.  

تأثیر درآمد حاصل از گردشگری در دیگر بخش های این کشور را به راحتی می توان دید.
سیستم های حمل و نقل، هتل ها، مراکز تفریحی و گردشگری، زیباسازی شهر و امثال آن از جمله مواردی است که هم به مدد ورود بیشتر گردشگران به این کشور مهیا شده و هم خود عاملی برای جذب بیشتر گردشگر محسوب می شود. 

این در حالی است که این کشور در بخش توریسم سلامت و اکوتوریسم حرف چندانی برای گفتن ندارد و یا دست کم با ایران قابل مقایسه نیست.
کشوری با دو فصل کم باران و پرباران است که چهارفصل بودن ایران را حسرت می خورد اما سرعت توسعه اش در کمتر کشوری دیده شده است.

چشم انداز سال 2020 مالزی می گوید که این کشور در این بازه زمانی به یک کشورکاملاً توسعه یافته تبدیل خواهد شد. چیزی حدود 40  درصد از بودجه عمومی سالیانه این کشور صرف آموزش و پرورش و تربیت نیروی متخصص می شود تا این هدف را محقق سازد.
با این همه باید تصور کرد اگر مالزی ایران بود، چه می شد و چه می کرد؟
 منبع: #نفیسه_قانیان

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

جمعه 25 فروردین 1396

۱۰ کاری که پولدارها هر روز انجام می‌دهند

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: موفقیت، سبک زندگی، 

http://parsseh.com/wp-content/uploads/2015/10/Rich-People.jpg
 ۱۰ کاری که پولدارها هر روز انجام می‌دهند

تام کارلی، نویسنده آمریکایی برای مدت ۵ سال عادات روزانه ۲۳۳ پولدار و ۱۲۸ فرد با وضع خراب مالی را دنبال کرد و کتاب پرفروش Rich Habits را نوشت. او در این کتاب ۲۰۰ رفتار مشترک میان پولدارها را شناسایی کرده و توضیح می‌دهد که عادات روزانه پولدارها و غیرپولدارها به شدت متفاوت است و با توجه به عادات روزانه یک شخص می‌توان وضعیت مالی‌اش را پیش‌بینی کرد.
او در مورد این طبقه پولدار که درباره‌شان تحقیق کرده نوشته: «جالب اینجاست ۸۵ تا ۸۸ درصد میلیونرهای آمریکایی پولدارهایی خودساخته و نسل اولی هستند.»

این ده عادت را بدانیم : 

۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله (junk food) مصرف می‌کنند. ۹۷ درصد بی‌پول‌ها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله می‌خورند.

۸۰درصد پولدارها روی «یک» هدف مشخص تمرکز کرده‌اند. فقط ۱۲ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند.

۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش می‌کنند. ۲۳ درصد بی‌پول‌ها اهل ورزش مرتب هستند.

۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتاب‌های صوتی گوش می‌دهند. فقط ۵ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.

۸۱ درصد پول‌دارها کارهایی را که باید انجام بدهند لیست می‌کنند (to-do list دارند). ۱۹ درصد بی‌پول‌ها to-do list دارند.

۶۳ درصد والدین پولدار بچه‌هایشان را مجبور می‌کنند که ماهی دو جلد یا بیشتر کتاب غیرداستانی بخوانند. ۳ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.

۲۳ درصد پولدارها اهل قمار هستند. ۵۲ درصد بی‌پول‌ها قمار می‌کنند.

۸۰ درصد پولدارها به دیگران زنگ می‌زنند تا تولدشان را تبریک بگویند. ۱۱ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند.

۶۷ درصد پولدارها اهداف‌شان را روزی کاغذ می‌آورند. ۱۷ درصد بی‌پول‌ها از این کارها می‌کنند.

۸۸ درصد پولدارها روزی نیم ساعت یا بیشتر را به مطالعه با هدف کاری یا آموزشی می‌‌گذرانند. فقط ۲ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.
کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

پنجشنبه 17 فروردین 1396

چگونه می توانیم روی آینده تمرکز کنیم؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: مطالب خواندنی، 

http://www.salamatnews.com/thumb/580/222/uploads/image_13941021436743.jpg
 چگونه می توانیم روی آینده تمرکز کنیم؟

دکتر ادوارد بنفیلد، استاد دانشگاه هاروارد، ۵۰ سال از عمر خود را به تحقیق در مورد «رهبری و آینده نگری» اختصاص داد و نتیجه ی این ۵۰ سال تحقیق و پژوهش را اینطور عنوان کرد:

«چشم اندازی بلندمدت» مهمترین عامل تعیین کننده موفقیت شخصی و مالی در زندگی است.

از نظر وی، «چشم انداز بلندمدت» یعنی اینکه بتوانیم از چند سال قبل به آینده ای که هنوز نرسیده، فکر کنیم. یعنی اگر ما یک هدف ۵ ساله انتخاب کنیم و به این فکر کنیم که در ۵ سال بعد به این هدف رسیده ایم و تمام نتایجی که با رسیدن به این هدف ۵ ساله به دست می آوریم را تصور کنیم، در این صورت ما دارای یک چشم انداز بلندمدت ۵ ساله هستیم.

هرچقدر بیشتر به این هدف ۵ ساله فکر کنیم، در لحظه ی حال تصمیمات بهتری می توانیم بگیریم، و هر چی تصمیمات بهتری بگیریم، به همان میزان اشتباهات و مسائل موجود کاهش پیدا می کنند.

تا می توانید به این سوالات فکر کنید و روی آنها تمرکز کنید:
– ۵ سال بعد زندگی شما چطور خواهد بود؟
– کجا زندگی خواهید کرد؟
– چه کارهایی انجام خواهید داد؟
– با چه کسانی کار خواهید کرد؟
– چه سبک زندگی خواهید داشت؟
– در چگونه خانه ای زندگی خواهید کرد؟
– چه اتومبیلی خواهید داشت؟

بنابر این ساختن آینده از نگرش ما شروع می شود، اینکه چه اهدافی انتخاب کنیم، چه چشم اندازی داشته باشیم و روی چه مواردی تمرکز کنیم.
کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

یکشنبه 13 فروردین 1396

دشوارترین تصمیمات زندگی با چهار تست

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: سبک زندگی، موفقیت، 

http://www.noavard.co/wp-content/uploads/p_05-32.jpg
دشوارترین تصمیمات زندگی با چهار تست

در چه حوزه ای کار کنم؟ چه شغلی انتخاب کنم؟ در چه رشته ای تحصیل کنم؟
حتما این سوالات برای شما مطرح شده است و یا اینکه دیگران یکی از این سه سوال را از شما پرسیده اند. انصافا هم جواب دادن به این سوالات کوتاه، دشوار و گاهی اوقات جانکاه و دردناک است. زمانی که از من این سوال پرسیده می شود من از چهار تست استفاده می کنم.
چه خود با این سوال ها در حال کلنجار رفتن هستید چه اطرافیان شما، این چهار تست می تواند بسیار کمک کند.

جواب: کار/شغل/رشته ای را را انتخاب کن که از این چهار تست سر بلند بیرون بیاید:

تست یک: توانمندی، آیا در آن حوزه احساس می کنی که توانمندی ذهنی و مهارتی خاصی داری و می توانی موفق شوی. به عبارت دیگری استعداد ذاتی (و نه اکتسابی) داری. بگذارید مثال بزنم حتما دیده اید برخی ها در نواختن موسیقی بدون آن که خیلی کلاس رفته باشند مهارت دارند و برخی در نویسندگی و برخی در محاسبات و برخی در تعمیر وسایل الکترومکانیکی. آیا در آن رشته/شغل/حوزه، توانمندی ذاتی دارید؟

تست دو: علاقه مندی، آیا علاوه بر توانمندی، یک ذوق و شوق درونی در خود نسبت به آن رشته احساس می کنی؟ از خودتان بپرسید چه چیزی در درون من وجود دارد که مرا ساعت 6 صبح با اشتیاق از رختخواب بلند می کند. مثلا ممکن است من هم کلاس پیانو بروم و شما هم. ولی شما با عشق می روید و من صرفا به عنوان یک تکلیف. آیا آن حوزه کاری/تحصیلی از درون شما شعله می زند؟ این تست خیلی مهم است کاری/رشته ای/حوزه ای را انتخاب کنید که شوق و اشتیاق درونی دارید. شما قرار است حدود نیمی از زمان بیداری تان را با او بگذارنید حتی بیشتر از خانواده تان. بنابراین چیزی را انتخاب کنید که دوست دارید.

تست سه: نیازمندی، آن رشته کاری/تحصیلی باید دردی اساسی از جامعه ای که در آن زندگی می کنی را حل کند این ویژگی یک فایده اساسی دارد: شما می توانید در ازای فعالیتی که می کنید هم درآمد خوبی داشته باشید و هم حس خوبی از اینکه یک مساله از مسایل مردم را حل کرده اید. بنابراین علاوه بر اینکه روحت را سیراب می کنی، جیبت را پر می کنی.
 
تست چهار: گستره فرصت های آتی. آن رشته ای که در آن تخصص یافته ای باید فرصت های متنوع و بلندمدتی را پیش روی تو قرار دهد. اگر در یک رشته خاص متخصص باشی که فقط سه سازمان به آن احتیاج دارند و آن هم فقط دو سال، این به درد نمی خورد! در جستجوی مهارت هایی باش که اکثریت سازمان ها کمابیش همواره به آن محتاجند.

اگر دقت کنید دو مورد از این چهار تست شخصی هستند یعنی اینکه ما بهترین رشته، بهترین شغل و بهترین حوزه کاری نداریم. بلکه ممکن است مکانیک شدن برای من بهترین انتخاب باشد و آرایشگر شدن برای شما. اگر درست انتخاب کنید هم از زندگی لذت می برم هم کسب ثروت می کنید، هم احساس هویت می‌کنید و هم آزاد هستید (به خاطر اینکه افق‌های متعدد و گزینه‌های مختلف پیش روی شما همواره باز است).

سوال: ممکن است کسی بگوید نمی توانم جواب سوالات 1 و 2 را بدهم. جواب: این نشان می دهد که خودتان را به اندازه کافی نمی شناسی و البته اصلا جای نگرانی نیست. بهتر است در طول 3 الی 4 سال، چند حوزه کاری، چند مسوولیت شغلی، چند دانش تخصصی را مزمزه کنی. آنگاه خودت را بیشتر خواهی شناخت. تا آن زمان گزینه هایی را انتخاب کن که افق های پیش رویت را باز می گذارند.

تحلیل پایانی: خداوند هر کدام از ما را یکتا و ویژه آفریده است. تکرار می کنم، هیچ دو نفری در این دنیا شبیه به هم نیستند حتی پیامبران. بنابراین هر کسی باید مسیر ویژه خودش را طی کند. در این مسیر باید جرات کرد و متفاوت بود. حیف است کسی که به موسیقی عشق می ورزد آن را به خاطر جراح شدن کنار بگذارد (اگر نمی تواند هر دو را همزمان به پیش ببرد) چه اینکه شاید اگر موسیقی را ادامه می داد می توانست بیشتر از یک جراح، به دیگران زندگی ببخشد. این دنیا طراحی شده است برای آن که ما چون یک مسافر حرکت کنیم و در طول این سفر دیگرگون شویم و هر کدام از ما به گونه ای ویژه، خداوند – زیبایی، دانایی و نیکویی- را تجربه کنیم.  

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir



ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other

چهارشنبه 9 فروردین 1396

چرا تصمیمات سال نو، معمولا" عملی نمی شوند؟

نویسنده: پسر پارسی   طبقه بندی: سبک زندگی، موفقیت، 

http://www.shabakeh-mag.com/sites/default/files/styles/content/public/images/main/1395/02/1463221038.jpg?itok=sYkTcUeB
چرا تصمیمات سال نو، معمولا" عملی نمی شوند؟

کمتر از 10 درصد از تصمیماتی که افراد برای سال جدید میگیرن، عملی میشن. راهکارهای علمی رفع این مشکل رو در دو مقوله بررسی می کنیم؛ یکی بحث عادات و دیگه بحث "داستان شخصی"

مردم فکر میکنن که تغییر عادات کار خیلی سختیه ولی اگر از طریق علمی پیش بریم، واقعا" این طور نیست. ما در زندگی روزمره صدها عادت داریم که حتی خیلیاشون رو یادمون نمیاد کِی ایجاد شدند. عادات، پاسخ‌های رفتاری شرطی‌شده‌ ما هستند که برای ایجاد یا تغییرشون، در هر صورت باید عادات جدیدی ایجاد کنیم. و این کار سه اصل داره:

باید از گام‌های کوچیک شروع کنیم.
 این که "از این به بعد بیشتر ورزش می کنم" یا "سالم‌تر غذا می خورم" زیادی بزرگه. به جاش می تونیم بگیم از این به بعد به جای آسانسور از پله استفاده می کنم یا توی آبمیوه‌م کلم هم اضافه می کنم.

عادات جدید رو به عادات موجود اضافه کنیم.
مثلا" الان هم هفته‌ای چند بار ورزش میرفتی، از این به بعد تصمیم میگیری 10 دقیقه "بیشتر" ورزش کنی یا هر روز صبح اولین کار به آشپزخونه می رفتی، حالا تصمیم می گیری آماده کردن آب سبزیجات رو هم بهش "اضافه" کنی.

برای شروع و حداقل هفته‌ اول، تا جایی که ممکنه گام‌های اولیه رو ساده در نظر بگیریم.
برای این که یک پاسخ شرطی (عادت) ایجاد بشه، نیاز به حداقل 3 تا 7 روز تکرار داره. در آغاز فقط مهم اینه که این مرحله حتما" انجام بشه. برای یادآوری می تونیم از کاغذهای چسبون و یادداشت نویسی برای خودمون استفاده کنیم.

اما بخش "داستان شخصی" برای ایجاد تغییرات بزرگ و بلندمدت شاید مهم‌تر باشه.
داستان شخصی تعریفی هست که از این که من چه آدمی هستم و چه چیزهایی برام مهمه، در ذهن داریم. ما بیشتر تصمیماتمون رو به طور ناخودآگاه، طوری می گیریم که با اون داستان شخصی که در پس ِ ذهنمون هست منطبق باشه. برای ویرایش این داستان، دو گام رو باید انجام بدیم:

١. داستان موجود رو به طور واقع‌بینانه بنویسیم و به طور خاص توجه کنیم که کدوم قسمتاش با اهدافی که برای سال جدید می خوایم مشخص کنیم تضاد دارن. مثلا" صادقانه بنویسیم که در شرایط پرتنش در خونه و محل کار، زیادی مضطرب می شم.

٢. داستان مطلوبمون رو بنویسیم. داستان وقتی رو بنویسیم که برای زندگی و سلامتی و زمانمون ارزش قائلیم.

این مراحل اونقدر ساده هستند که بعید به نظرمون میاد که واقعا" چنان تأثیر عمیق و مؤثری داشته باشند، ولی تحقیقات نشون دادن که حتی فقط یک بار انجام این مراحل "ویرایش داستان شخصی" میتونه تمام تغییرات مورد نظرمون رو به همراه داشته باشه.

کانال تلگرام متخصصین شغل و کسب و کار
 t.me/iteraket
#آی_تراکت سایت تبلیغ مشاغل:
 http://iteraket.ir

ارسال به: Balatar Twitter Facebook Addthis to other


نویسندگان

نظرسنجی

    درصورتی که شرایط مهاجرت را داشته باشید ایا از ایران میروید؟




  • ابر برچسبها







آمار وبلاگ

  • کل بازدید : 0
  • بازدید امروز :1
  • بازدید دیروز : 8
  • بازدید این ماه : 1
  • بازدید ماه قبل : 6
  • نویسنده : پسر پارسی
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پکیج اموزش تصویری بورس از مبتدی تا پیشرفته بزرگترین فروشگاه شیرازیان